۱۳۸۹ اسفند ۵, پنجشنبه

مصاحبه اختصاصی افق با سناتور جمهوریخواه جان مک کین

متن کامل مصاحبه اختصاصی افق با سناتور جمهوریخواه جان مک کین:


سیامک دهقانپور:
«در سفرتان به خاورمیانه حامل چه پیامی هستید؟ آیا با توجه به فضای خاورمیانه پیامی متفاوت برای منطقه خواهید داشت؟»

سناتور جمهوریخواه جان مک کین:
«سناتور لیبرمن و من به منطقه می رویم. پیام ما تقریبا در راستای قطعنامه ای است که چند روز پیش در سنا تصویب شد و در آن ما حمایت خود را از جنبش های دموکراتیک در آن منطقه از جهان به نمایش گذاشتیم. ما باور داریم که گذار مسالمت آمیز در یکی از مغشوش ترین زمان ها در حال رخ دادن است و امید ما این است که این انتقال صلح آمیز و بدون خشونت باشد و حکومت ها مردمی را که برای حقوق خدادادی شان دست به تظاهرات می زنند سرکوب نکنند. اضافه کنم که جالب است در بعضی از کشورها چون مصر و تونس و
دیگران ارتش و حکومت دست به خشونت و سرکوب نمی زنند. در ایران ماجرا کاملا برعکس است.»

سیامک دهقانپور:
«آیا تعامل با هم پیمانان استراتژیک آمریکا در منطقه پیچیده تر شده است؟»

سناتور جمهوریخواه جان مک کین:
«دولت اوباما که بر سر کار آمد نمی خواست مانند دولت بوش عمل کند. احساس آنها این بود که پروژه ی ترویج دموکراسی پرزیدنت بوش برای منطقه شامل مداخله ی نظامی بوده و این امر سخنرانی های اولیه ی پرزیدنت اوباما را شکل داد. به تصورم همین امر مایه ی قصور تاسف آور در حمایت از تظاهرکنندگان در خیابان های تهران شد. در واقع روی گرداندن از مردم کاری نابخشودنی بود و حتی امروز هم پرزیدنت اوباما از تغییر رژیم در ایران صحبت نمی کند. چرا نه؟ این رژیمی بیرحم و سرکوبگر است. به رفتار مجلس ایران نگاه کنید که خواستار اعدام معترضین هستند. این غیرقابل پذیرش است. رئیس جمهوری آمریکا باید برای آزادی قد علم کند و این یعنی تغییر رژیم در ایران.»

سیامک دهقانپور:
«پس شما دعوت به تغییر رژیم در ایران می کنید؟»
سناتور جمهوریخواه جان مک کین:
«من مدت هاست که خواهان تغییر رژیم هستم همانطور که مدافعان دموکراسی در تمام جهان چنین می خواهند.»
سیامک دهقانپور:
«و چطور رژیم تغییر خواهد کرد؟»

سناتور جمهوریخواه جان مک کین: «همانطور که پرده ی آهنین پایین آورده شد. ما با فراهم کردن امکان ارتباط میان مردم حمایت خود را از آنها به نمایش می گذاریم. همانطور که با امکانات مدرن چاپ لخ والسا و اتحادیه ی های کارگری را در لهستان حمایت کردیم. تویتر امروز همان کارکرد را دارد و می تواند با ایجاد ارتباط میان مردم آنها را همانطور که مصری ها بطرزی قابل توجهی در سازماندهی اعتراضات استفاده کردند مورد استفاده قرار دهند. من معتقدم حمایت ما از آزادی و دموکراسی و تلاش مان برای اطمینان از اینکه ایرانیان ابزار ارتباطی در دست دارند و گردش آزاد اطلاعات برایشان میسر است سرانجام به توفیق می انجامد.»

سیامک دهقانپور:
«بینندگان ما می گویند سخن از تغییر رژیم بیشتر حرف است آنها می پرسند با توجه به توانایی ایران در قطع اینترنت و پخش برنامه های ماهواره ای آمریکا دقیقا چه می تواند انجام دهد؟»

سناتور جمهوریخواه جان مک کین:
«این گونه ای جنگ سایبری است. ما باید فناوری هایی برای مقابله با قطع اینترنت و راههای ارتباطی میان مردم ایران بیابیم و به قطع باید منابع مالی برای تحقیق و تولید این فناوری ها تخصیص داده شود.»

سیامک دهقانپور:
«آیا امیدوارید که گذار مسالمت آمیز و بی خشونت به دموکراسی را در خاورمیانه شاهد باشیم؟»

سناتور جمهوریخواه جان مک کین:
«همه چیز برای گذار مسالمت آمیز آماده است اما، باید بدقت اداره شود. من بسیار نگران اخوان المسلمین هستم. نکاتی که آنها در وبسایت شان منعکس می کنند جای نگرانی است. بهترین راه در این شرایط آموزش رای دهندگان، مشارکت احزاب و اشخاص در انتخابات آزاد و عادلانه است. من اطمینان دارم مردم مصر سازمانی افراطی را برای اداره ی کشورشان انتخاب نخواهند کرد. مصری ها مردمی بسیار پیچیده و فوق العاده تحصیلکرده اند که خود را بشدت وقف دموکراسی کرده اند. البته گروههای کوچک بسیار منظم و تاثیرگذار می توانند انتخابات و حکومت را بربایند. همانطور که در دوران لنین و در دیگر کشورها رخ داد. در عین حال نمونه هایی چون اندونزی و فیلیپین هم هستند که گذار از دیکتاتوری به دموکراسی اتفاق افتاده است. ما باید آنها را الگو قرار دهیم.»

سیامک دهقانپور:
«فکر می کنید تنها زیر فشار تظاهرات رژیم ایران تغییر خواهد کرد؟»

سناتور جمهوریخواه جان مک کین:
«تظاهرات مسالمت آمیز تنها راه و شیوه ای است که مردم ایران در دست دارند. البته رسانه ها در کنترل حکومت است و من بسیار نگران ابعاد سرکوب و بیرحمی این رژیم هستم. جهان می داند که رژیم ایران با توجه به ماهیتش در سوی نادرست تاریخ قرار دارد.»

سیامک دهقانپور:
«از دیدن ابعاد تظاهرات جدید در ایران شگفت زده شدید؟»

سناتور جمهوریخواه جان مک کین:
«از حضور دوباره ی تظاهرکنندگان کمی شگفت زده شدم چرا که آنها می دانند با چه رژیم بیرحمی روبرو هستند. آخرین بار، شاهد تجاوز، قتل و کتک بودند. میزان شجاعت آنها واقعا تحسین برانگیز است. بله شگفت زده شدم اما، عمیقا از سرکوب مجدد تظاهرکنندگان متاسف شدم.»

سیامک دهقانپور:
«صحبت های بسیاری از تحریم های جدید علیه ایران خارج از شورای امنیت مطرح می شود. فکر می کنید این استراتژی ای درست و موثر است؟»

سناتور جمهوریخواه جان مک کین:
«تردیدی نیست که تحریم ها به اقتصاد ایران آسیب زده است اما، من شخص قابل توجهی را نمی شناسم که باور داشته باشد این تحریم ها تاثیر کافی بر نحوه ی رفتار حکومت ایران با مردمش داشته یا آنها را از تصمیم برای حرکت به سوی جنگ افزار هسته ای منصرف کرده باشد. من طرفدار تحریم های شدیدتر هستم ولی فکر می کنم برای این تحریم ها دیگر دیر شده است.»

سیامک دهقانپور:
«پس شما اعتقاد ندارید تحریم ها تاثیر چندانی داشته باشد؟»

سناتور جمهوریخواه جان مک کین:
«موثر بوده اند اما، نه آنچنان که الگوی رفتاری این حکومت را تغییر داده باشد.»

سیامک دهقانپور:
«در واقع فشار برای تحریم های دیگر اتلاف وقت است؟»

سناتور جمهوریخواه جان مک کین:
«شماری از تحریم ها هستند که می توانیم آنها را شدت ببخشیم اما، نگرانی من این است که رهبران ایران از مسیر دستیابی به جنگ افزار هسته ای بازداشته نخواهند شد.»

سیامک دهقانپور:
«ارزیابی جدید اطلاعات ملی درباره ی ایران چهار سال پس از گزارش جنجالی سال دو هزار و هفت در میان مقامات مسول منتشر شده است و تاکید دارد بر جدل تفرقه آمیز میان رهبران ایران بر سر تولید بمب اتم در زیر سایه ی تحریم های بین المللی. تا چقدر نیات رهبران ایران باید در برابر اطلاعات موثق از فعالیت های ایران باید بر نتیجه گیری گزارش موثر باشد؟»

سناتور جمهوریخواه جان مک کین:
«گزارش دو هزار و هفت که بطور عمومی حاکی از انصراف رهبران ایران از تولید جنگ افزار اتمی بود یکی از بزرگترین موارد قصور اطلاعاتی آمریکا در تاریخ معاصر بود. ما باید بسیار محتاط باشیم این ارزیابی ها دور از خطا نیستند و گاهی باید به چشمان خودمان بیشتر از آنچه می خوانیم اعتماد کنیم. این ارزیابی جدید بنا به گزارش های منتشر شده نشان می دهد ایران بر مشکلاتی که در برنامه ی اتمی اش با آن روبرو شده بود فائق آمده و این خبر خوبی نیست.»

سیامک دهقانپور:
«آیا آمریکا پیشاپیش با این حملات سایبری درگیر یک جنگ با ایران است؟»

سناتور جمهوریخواه جان مک کین:
«ما در گیر و دار یک نوع مناقشه عموما محدود به دنیای حملات و ضد حملات سایبری هستیم. اما، فکر نمی کنم به هیچ شکلی در مسیر نوعی جنگ متعارف با ایران قرار داشته باشیم. البته تردیدی نیست که اگر رهبران ایران به جنگ افزار هسته ای دست یابند بحران دیگری در خاورمیانه پدید خواهد آمد.»

افق پنجشنبه ۵ اسفند۱۳۸۹، ۲۴ فوریه ۲۰۱۱ قسمت اول

افق پنجشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۹، ۲۴ فوریه ۲۰۱۱ قسمت دوم

۱۳۸۹ اسفند ۲, دوشنبه

افق دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۸۹ ۲۱ فوریه ۲۰۱۱ بخش اول

افق دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۸۹ ۲۱ فوریه ۲۰۱۱ بخش دوم

نگاهی به هفته ی ششم: فیس بوک دانشگاه هنر

هفته ی ششم افق با ۲۵ بهمن آغاز شد. وقتی چند ماه پیش بچه های صفحه ی فیس بوک دانشگاه هنر از من هم مثل خیلی از دانشجویان سابق دانشکده ی سینما تئاتر دعوت کردند به صفحه بپیوندم فکر نمی کردم از طریق این صفحه در جریان خبر ناگوار کشته شدن دانشجوی ادبیات نمایشی دانشکده، صانع ژاله، قرار بگیرم. روز سه شنبه همان اوائل صبح بود که دیدم یکی از بچه های دانشگاه برای اولین بار تصویر صانع را در کنار آیت الله منتظری بر روی صفحه گذاشت. حال غریبی داشتم وقتی برنامه ی سه شنبه را اجرا می کردم. برنامه ی چهارشنبه هم با پخش صدای قانع، برادر صانع، که می گفت او بسیجی نبود حال و هوایی غریب داشت. پس از روز پر التهاب حمله ی بسیج و لباس شخصی ها به دانشجوها حین مراسم تشییع صانع دیدن هر تصویر و ویدئویی در اینترنت خاطرات غریب دانشکده و دانشگاه و برخوردهای امنیتی و فضای پس از قیام ۱۸ تیر را در دانشگاه برایم زنده می کرد. دانشگاهی که شاید یکی از سیاسی ترین دانشگاههای ایران بوده و هر یک یا دو سال مدیرش به دلایل عدیده ای عوض شده است. صانع نماد مظلومیت هنر در چند دهه ی گذشته و یادآور دانشکده و دانشگاهی است که برغم فشار سنگین سیاسی و تحمیل اساتید سفارشی و بیرون راندن اساتید واقعی آزاده ترین دانشجویان از آن بیرون آمدند. صانع، دانشجوی کرد و سنی ترم سوم ادبیات نمایشی، با پایان نابهنگام زندگی اش نمایش تک پرده ای اسطوره ای عروج ژاله و زوال سلطان را بر صورت تاریخ نگاشت.

تلاش برای مصادره کردن کشته شدگان ۲۵ بهمن، صانع ژاله و محمد مختاری، به نفع بسیج در شرایطی رخ می داد که فیلم پایان نامه، روایتی دولتی از کشته شدن ندا، با انتقاد شدید بینندگان و منتقدین جشنواره فجر روبرو شده بود.

دوشنبه ۲۵ بهمن، ۱۴ فوریه:
دکتر عباس میلانی و دکتر رسول نفیسی هر دو اذعان کردند که از حضور جوانان در خیابان ها در روز ۲۵ بهمن پس از موج سنگین سرکوب، بازداشت، و اعدام و تجاوز ۲۰ ماه گذشته شگفت زده شدند و در برابر این همه شجاعت سر تعظیم فرود می آورند. میلانی و نفیسی بر سر اینکه ایرانیان خارج از کشور چه نقشی می توانند در تجزیه و تحلیل حرکت اعتراضی داشته باشند یا راهکار ارائه دهند بحث مهمی را باز کردند که جای تامل داشت. همچنین بیانیه ی خبرساز و جنجالی جبهه ی مشارکت در باره ی عدم شباهت حرکت جنبش سبز و انقلاب مصر از این جهت که جنبش سبز در پی براندازی نظام نیست مورد بحث قرار گرفت و هر دو کارشناس برنامه ابهام در نبود یک هدف مشخص در رهبری را از عوامل مشکل ساز برای جنبش اعتراضی عنوان کردند.

سه شنبه ۲۶ بهمن، ۱۵ فوریه:
با محمد مصطفایی و هادی قائمی پیامدهای تظاهرات ۲۵ بهمن را بررسی کردیم. خشم مقامات جمهوری اسلامی نسبت به تظاهرات ۲۵ بهمن و بحث و جدل بر سر مصادره ی کشته شدگان ۲۵ بهمن از موضوعات محوری گفتگو بود. از نکات مهم بحث اشاره به حقوق بازداشت شدگان ۲۵ بهمن بود تا دریابند این طور نیست که وقتی بازداشت شدند ماموران هر طور بخواهند می توانند با آنها رفتار کنند بلکه باید حقوق خود را به عنوان فرد بازداشت شده طلب کنند تا شاهد تکرار فجایعی چون کهریزک نباشیم.

چهارشنبه ۲۷ بهمن، ۱۶ فوریه:
بدنبال جنجال های ناشی از تصمیم مدیران فستیوال برلین برای عملا تقدیم برلیناله به جعفر پناهی و ترک جشنواره از سوی مسولان ایرانی همزمان با نمایش فیلم اصغر فرهادی در برلین که جایزه ی خرس طلایی را هم ربود و شب پایان جشنواره ی فجر افق را به سیاست و سینمای ایران اختصاص دادیم و نگاهی داشتیم به دلایل برخورد رژیم با جعفر پناهی، محمد رسول اف، و محمد نوریزاد.
در برنامه بخش هایی از مصاحبه ی اختصاصی دیتر کوسلیک، مدیر فستیوال برلین، و لوچیانو سوونا، رئیس چینه چیتا (شهر سینمایی ایتالیا) با شبکه ی خبری فارسی صدای آمریکا، درباره ی وضعیت جعفر پناهی و بحران آزادی بیان در ایران پخش شد. دکتر سعید زیدآبادی نژاد، استاد رسانه و سینما در دانشگاه لندن، نویسنده ی کتاب سیاست در سینمای ایران، و رضا صدیق، عضو انجمن منتقدان ایران، از ارمنستان، در برنامه از زوایای گوناگون شرایط حاکم بر سینمای ایران و جشنواره ی امسال را کالبدشکافی کردند.

پنج شنبه ۲۸ بهمن، ۱۷ فوریه:
مصاحبه ی اختصاصی افق با سناتور جان مک کین بسیار خبر ساز شد. مک کین به صراحت از رئیس جمهوری آمریکا خواست تغییر رژیم ایران را به سیاست آمریکا در قبال ایران بدل کند و با اشاره به تظاهرات ۲۵ بهمن و موضع گیری تندروها در مجلس گفت باید آزادیخواهان ایران را در مبارزاتشان در برابر چنین رژیم بی رحم و خونریزی یاری داد.
تحریم های جدید ایران و نقش ترکیه محور بحث با شاهرخ بابایی، از پایه گذاران انجمن وکلای ایرانی آمریکایی، و بورقان نظامی، استاد اقتصاد دانشگاه رایس، بود. بابایی که ساعاتی پس از برنامه در نشستی میزبان مقامات وزارت خزانه داری آمریکا بود تا طی آن گزارشی از وضعیت تحریم های جدید ارائه شده و به پرسش های ایرانی آمریکایی های متخصص پاسخ داده شود از تاثیر تحریم ها سخن گفت. نظامی هم به پیشرفت های اقتصادی چشمگیر ترکیه در برابر ایران پرداخت و از ماهیت متفاوت تحریم های آمریکا و اروپا سخن گفت.

۱۳۸۹ بهمن ۲۳, شنبه

نگاهی به هفته ی پنجم افق: تهران قاهره ایران قادره؟

هفته ی پنجم افق همزمان بود با روزهای پر التهاب مصر و سالگرد انقلاب ۱۳۵۷؛ فرصتی مناسب برای نگاهی تطبیقی به شرایط دو کشور ایران و مصر و طرح پرسش های بسیاری چون «چرا قاهره قادره اما، تهران قاصره؟» و آیا این امیدی واقعی است که «هم تهران قاهره هم ایران قادره؟»
هفته ی پنجم، هفته ی پر باری بود. از جهت شمار مراجعه برای دیدن برنامه در فیس بوک شما دوستان رکورد گذاشتید. از جهت تنوع و کیفیت حضور مهمان ها و مباحث هم استقبال بسیار زیاد بود. هفته پنجم با این اضطراب به پایان رسید که ۲۵ بهمن چه خواهد شد و آیا «ایران قادره؟»
یکی دیگر از اتفاقات مهم هفته ی پنجم معرفی مدیر جدید شبکه ی خبری فارسی صدای آمریکا بود. پی ان ان یا همان شبکه ی خبری فارسی صدای آمریکا مدتی مدیر موقت داشت. خانم مایا دراکر، آمریکایی صرب تبار که فارسی هم تا حدودی بلد است، دوره ی گذار را به باور بسیاری خوب مدیریت کرد. اما، سرانجام یک آمریکایی ایرانی تبار نسبتا جوان با سوابق دیپلماتیک قابل توجه توسط مدیریت صدای آمریکا برای اداره ی پی ان ان انتخاب شد. آغاز کار مدیر جدید پی ان ان همزمان خواهد شد با هفته ی ششم افق.
اما، ببینیم در هفته ی پنجم چه گذشت.

دوشنبه، هیجدهم بهمن، هفتم فوریه:
اختلاف نظر عمیق دکتر عباس میلانی، رئیس مرکز مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد، با دیگر مهمان برنامه، سیامک زند، رابط دربار شاه با رسانه های خارجی، بسیار جلب توجه کرد. بویژه وقتی دکتر میلانی واکنش تندی به سخنان زند نشان داد و گفت من فکر نمی کنم ماجرای مبارک و شاه این است که تاریخ مصرف آنها برای آمریکا و غرب به پایان رسیده از این رو باید بروند. میلانی تاکید کرد مساله بسیار پیچیده تر از این است و فاکتورهای بسیاری از جمله مسائل داخلی در آن تعیین کننده است. او با اشاره به انتقادات دولت آمریکا طی چند سال گذشته از عملکرد مبارک گفت واشنگتن مدتهاست تصریح کرده حمایت از رهبران عرب برای آمریکا هزینه ی بسیاری در بر داشته در صورتی که دموکراسی ها حکومت های باثبات تری هستند.
واکنش میلانی به تاکید زند بر تملق گویی ها در برابر شاه هم به بحث جذابیت بسیاری بخشید. میلانی تاکید داشت مردم ایران تملق گو نیستند بلکه این رهبران ایران اند که متملقین را دور خود جمع می کنند. میلانی گفت این انتخاب رهبران ما است که چه کسانی گرد آنها جمع شوند؛ شاه به غیر متملقین گوش نمی داد آیت الله خامنه ای هم اینک دور خودش را با امثال شریعتمداری پر کرده است. اما، افراد دلسوزی همواره بوده اند که واقعیات را به هر بهایی می گفتند.

سه شنبه، نوزدهم بهمن، هشتم فوریه:
اختلاف نظرهای داغ سرهنگ پیشین گارد جاویدان، مرتضی عشقی پور، که مسولیت حفاظت کاخ نیاوران را برعهده داشت با حسین آرین، ناخدای بازنشسته ی ارتش، بر سر مقایسه ی عملکرد ارتش مصر و ایران در جریان انقلاب دو کشور بسیار جلب توجه کرد. عشقی پور سقوط شاه را توطئه ی غرب و بیطرفی ارتش را اقدامی یکسویه از طرف ارتشبد قره باغی توصیف کرد در حالی که آرین گفت مشکل در درون ایران بود و تزلزل شاه در روزهای آخر و شیوه ای که نیروی زمینی به عنوان نیروی مادر تربیت شده بود برای جنگ های مرزی و نه مقابله با آشوب های شهری راهی دیگر باقی نگذاشته بود.

چهارشنبه، بیستم بهمن، نهم فوریه:
دکتر ابوالحسن بنی صدر، نخستین رئیس جمهوری ایران پس از انقلاب، با علی کشتگر، سخنگوی سازمان چریک های فدایی خلق ایران در ابتدای انقلاب، بحثی جذاب و تفاوت نگاه داشتند در این باره که آیا مذاکره با دولت مبارک برای اپوزیسیون کار درستی است یا نه. بنی صدر بر خلاف کشتگر تاکید داشت که مردم مصر انقلاب می خواهند نه تغییر و از این رو مذاکره به نتیجه ی اساسی نخواهد رسید.

پنج شنبه، بیست و یکم بهمن، دهم فوریه:
دکتر محسن کدیور، استاد مدعو دانشگاه دوک آمریکا، و دکتر عبدالکریم لاهیجی، نایب رئیس فدراسیون بین المللی جوامع حقوق بشر، موضوع حساسی را به بحث گذاشتند: تفاوت جایگاه روحانیت در ایران و مصر و نقش آنها در تحولات سیاسی و همچنین جایگاه مذهب در قانون اساسی مصر و ایران.
پایان بخش برنامه پاسخ کدیور و لاهیجی به دعوت به تظاهرات ۲۵ بهمن بود؛ و یادآوری جمله ی معروف آیت الله خمینی در روزهای منتهی به انقلاب ۵۷.

۱۳۸۹ بهمن ۱۹, سه‌شنبه

۱۳۸۹ بهمن ۱۸, دوشنبه

۱۳۸۹ بهمن ۱۶, شنبه

نگاهی به هفته ی چهارم افق

این هفته سعی کردیم با توجه به روزهای سالگرد انقلاب ۱۳۵۷ و همزمانی آن با انقلاب مصر به مقایسه ای تطبیقی درباره ی شرایط پدید آورنده ی دو حرکت مردمی و تفاوت هایشان بپردازیم و دریابیم که آیا انقلاب مصر ملهم از جنبش سبز بوده یا موفقیت آن می تواند الهام بخش پیروزی جنبش اعتراضی در ایران باشد.

دوشنبه، یازدهم بهمن، سی و یکم ژانویه:
دکتر عباس میلانی، مدیر مرکز مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد، درباره ی احتمال تکرار ماجراهای منتهی به انقلاب ۵۷ در مصر گفت چون اعتراضات هم مبارک و هم آمریکایی ها را غافلگیر کرد ممکن است وضعیتی که در ایران رخ داد در مصر هم رخ دهد. اما، باید دید آیا نیروهای دموکرات مصر این درایت را خواهند داشت که در دامی که دموکرات های ایران افتادند و زیر پرچم اسلامی رفتند نروند که مآلا هدفش چیزی جز استبداد نیست.
دکتر رسول نفیسی، استاد جامعه شناسی دانشگاه استریر، گفت مبارک تجربه ی متفاوتی نسبت به شاه دارد او تحولات سال های گذشته در اروپای شرقی، انقلاب ۵۷، انقلاب نیمه تمام سبز، و انقلاب تونس را در حافظه اش دارد و بنظر می آید قصد دارد قدرت را نگاه دارد و اجازه ندهد ماجرای انقلاب ۵۷ تکرار شود. نفیسی درباره ی شباهت ها و مغایرت ها گفت مصر کشوری فقیر است و اعتراضات ریشه های اقتصادی دارد. در ایران مردم خواستی دموکراتیک داشتند اما، توسط روحانیت کودتایی رخ داد. نفیسی تاکید کرد در مصر اخوان المسلمین پس از سرکوب در زندان تغییر مسیر دادند و از حرکت های خشونت بار دست کشیدند و این می تواند علامت خوبی برای آینده ی مصر باشد.
دکتر میلانی با اشاره به اینکه اخوان شباهت زیادی به نواب صفوی یکی از متحدین آیت الله خمینی دارد که مغضوب آقای بروجردی بود گفت صفوی با اخوان و سید قطب روابط نزدیکی داشت. میلانی یادآوری کرد در ایران آیت الله طالقانی در آستانه ی انقلاب کتاب نائینی را تجدید چاپ کرد و مقدمه ای بر آن نوشت که حکایت از مخالفت با حکومت ولایت فقیه و حکومت روحانیون داشت و تاکید کرد که دموکراسی قبل از ظهور امام زمان بهترین حکومت است. میلانی خاطرنشان کرد آیت الله خمینی یک بار در آن ۱۱۸ روز پیش از انقلاب از ولایت فقیه سخن نگفت. میلانی گفت آنها از طبقه ی روشنفکر مذهبی تا فداییان اسلام، حجتیه، و آدم کش داشتند. اخوان المسلمین هم تمام این شبکه را دارد کما اینکه سادات را ترور کردند. به باور میلانی مبارک اگر دیر به خواست مردم پاسخ دهد امکان تغییر مسالمت آمیز را کاهش خواهد داد و شرایط خشونت بار و فضا رادیکالیزه خواهد شد. میلانی گفت با سیر تحولات در منطقه جمهوری اسلامی باید منتظر بازگشت امام زمان باشد تا یک حکومت اسلامی دیگر در ایران بر سر کار بیاید.
به باور نفیسی آیت الله خمینی و آیت الله خامنه ای از اخوان المسلمین بسیار الهام گرفتند. خامنه ای قبل از انقلاب سه کتاب سید قطب را به فارسی ترجمه و در مجموع ۵ کتاب از او ترجمه کرد. به باور نفیسی خامنه ای در ۱۲ سالگی تحت تاثیر سخنرانی نواب صفوی قرار می گیرد.
میلانی گفت مبارک ممکن است درس غلطی از تاریخ گرفته باشد همانطور که آقای خامنه ای درس اشتباهی از شاه گرفته که اگر عقب بنشیند کار تمام است. اگر شاه امتیازاتی را که در آستانه ی انقلاب داد در سال ۱۳۵۵ می داد اوضاع فرق می کرد. مبارک سعی می کند در اقتدار بماند و این امتیازها را بدهد. اشتباه شاه این بود که به دکتر صدیقی فرصت نداد. میلانی گفت سی آی ای از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۳ انقلاب را پیش بینی می کرد از این رو سعی بر این بود که شاه جبهه ی ملی را به داخل دولت بیاورد اما، آنها حاضر نشدند. البته دکتر مصدق هنوز در زندان بود و آنها عصبانی بودند و خطر خارجی هم بود. به گفته ی میلانی خمینی هم همین را فهمید که بازرگان را گذاشت و بعد زیر‌ آب اش را زد.
نفیسی گفت شاه خودش را بیشتر از آنچه آمریکا تصور می کرد وابسته به آمریکا تصور می کرد.
میلانی در واکنش به سخنان کوروش زعیم، عضو شورای مرکزی جبهه ی ملی در ایران، که تاکید داشت اگر شاه فضا را برای ملی گرایان و حضور حتی اندک آنان در صحنه ی سیاسی باز می گذاشت شاید تندروهای مذهبی دور نمی گرفتند گفت شاه فکر می کرد دشمن اصلی اش چپ ها و ملی گرا ها هستند از این رو در دوران او شاهد گسترش حیرت آور مساجد و شمار طلبه ها هستیم. به باور میلانی جبهه ملی و دموکرات ها خود را ملعبه ی دست روحانیون کردند؛ جبهه ی ملی در زمان انقلاب سفید و انقلاب ۵۷ به جای اینکه از اصلاحات ارضی و حق رای زنان که شاه بدنبالش بود و خمینی مخالفت می کرد حمایت کنند در صف مخالفان قرار گرفتند. میلانی تاکید می کند کریم سنجابی می گوید من تنها در شرایطی دولت را می پذیرم که آقای خمینی بگوید. کسی که می توانست میراث دموکراسی در ایران را حفظ بکند دکتر صدیقی بود که حاضر شد تمام سرمایه ی سیاسی اش را هزینه کند تا مملکت را از استبداد سیاه روحانیت نجات دهد ولی نتوانست. به باور میلانی بختیار هم در این مسیر گام برداشت اما، توهم داشت که صرفا با تکیه بر میراث دکتر مصدق می تواند کشور را نجات دهد ولی مملکت نیازمند حمایت نظامی بود که بدون شاه از دست رفت.
نفیسی در مقایسه ی شرایط انقلاب مصر و جنبش سبز می گوید عامل مشترک آنها انقلاب شبکه های اجتماعی چون فیس بوک و تویتر اند که صحنه ی سیاسی جهان را دارد تغییر می دهد همانطور که در زمان تحولات در اروپای شرقی فکس این کار را کرد.
میلانی گفت رهبران ایران باید نگران باشند که باد دموکراتیکی که با جنبش سبز آغاز شد به ایران باز خواهد گشت و سرکوب راهی برای گریز از این باد نیست.

سه شنبه، دوازدهم بهمن، اول فوریه:
بحث درباره ی سانسور و آزادی مطبوعات در ایران و مصر را با نوشابه امیری، رئیس هیات مدیره انجمن بین المللی روزنامه نگاران ایرانی، نخستین خبرنگار زن ایرانی که با آیت الله خمینی مصاحبه کرد، آغاز کردیم. امیری در باره ی تفاوت شرایط حاکم بر مطبوعات در دوران انقلاب و این روزها در مصر گفت به لحاظ اینترنت و فیس بوک و امثال آن شرایط سال ۵۷ با امروز متفاوت است. ولی حضور رسانه های خارجی در ایران باعث شد بسیاری از مردم اخبار انقلاب را از آن رسانه ها بشنوند. در همان دوران اعتصاب بزرگ مطبوعات به ابتکار سندیکای روزنامه نگاران شروع شد البته اسمش این بود که در اعتصاب هستیم ولی کار می کردیم و من همان موقع رفتم نوفل شاتو. امیری گفت یادم نمی آید آن موقع روزنامه نگارانی دستگیر شده باشند یا تعدادشان طوری باشد که بتوان با امروز مقایسه کرد. امروز به دلیل قدرت وسایل ارتباط جمعی برخوردها با خبرنگاران در مصر تندتر است هر چند این برخورد با برخوردی که توسط جمهوری اسلامی با جنبش سبز شد قابل مقایسه نیست.
جواد طالعی که عضو دوره ی سیزدهم هیات مدیره ی سندیکای نویسندگان و روزنامه نگاران بود درباره ی شباهت ها میان فضای حاکم بر مطبوعات انقلاب ۵۷ و انقلاب مصر گفت شاید بزرگترین شباهت همین باشد که مردم بدون اینکه بدانند چه در انتظارشان هست خواستار رفتن شاه بودند و امروز در مصر خواستار رفتن مبارک اند. طالعی درباره ی تفاوت ها گفت آن موقع برای ساکت کردن مطبوعات کافی بود به چند روزنامه یورش ببرند و چند روزنامه نگاری را دستگیر کنند و اثر گذار هم بود. او یادآور شد که در دوران بختیار تا زمان ورود آیت الله خمینی آزادترین دوران مطبوعات را تجربه کردیم و هیچ دستگیری نداشتیم ولی در ماههای پیش از آن ممنوع القلمی داشتیم و دستگیری های کوتاه مدت که اثرگذار نبود و مطبوعات راه خودشان را می رفتند تا آنجا که به حکومت نظامی سرلشکر ازهاری انجامید و مطبوعات برای مقابله با سانسور نظامی وارد اعتصاب شدند؛ اعتصابی که تا روز نخست وزیری بختیار ادامه داشت. طالعی گفت اعتصاب مطبوعات راه را برای همان رفتاری که دولت مصر با رسانه ها انجام می دهد بست و ما فضای کنونی مصر را به دلیل اعتصابی که انجام دادیم در آن روزها تجربه نکردیم.
امیری گفت دوستان من در الاهرام می گویند دولت مصر به دلیل توجه گسترده ی بین المللی نتوانسته رسانه ها را کنترل و مانع پوشش اخبار شود به خصوص که زنجیره ای و پس از تونس رخ داد. از این رو خبرنگاران سی ان ان و الجزیره آن جا هستند. امیری به نقل از همکار مصری اش گفت یک آگاهی بر مطبوعات مصر حاکم است تا در گردش آزاد اخبار به هم یاری برسانند. مدیران مطبوعاتی در کنار مطبوعات هستند، رئیس الاهرام یک پروفسور دانشگاه و محقق است که خودش طرف اندیشه ی تحول است در نتیجه قطعا نمی توانند در مصر مطبوعات را خفه کنند.
به باور طالعی همین که ۲ میلیون نفر در میدان التحریر قاهره جمع می شوند نشان می دهد که حکومت در قطع ارتباط مطبوعات با مردم موفق نبوده و حتی گوگل اعلام کرده امکانات جدیدی را در اختیار مردم مصر می گذارد تا بتوانند اطلاعات را منتقل کنند. طالعی گفت سانسور در دوران مرگ اش است و وسائل ضد سانسور آنقدر قوی شده که هیچ حکومتی نمی تواند آن را اعمال کند.
امیری درباره ی محو شدن مرز میان روزنامه نگاری و فعالیت سیاسی گفت بعد از ۲ خرداد سیاسیون روزنامه نگار شدند و خیلی از روزنامه نگاران نتوانستند به کار اصلی شان برگردند و به نشریات تخصصی چون حمل و نقل، جامعه ی سالم، و گزارش فیلم رفتند. امیری گفت در این دوره آسیب های جدی دیدیم اما، گام های بزرگی هم برداشتیم. او سپس گفت همه آرزویم این است که روزنامه نگاری ما که باید صدای جامعه ی اش باشد و نه تریبون این حزب و آن حزب بتواند در یک چارچوب علمی کار خودش را انجام دهد.
طالعی در بخشی از برنامه با اشاره به درگذشت داریوش همایون به عنوان نمونه ای مناسب از فردی که از روزنامه نگاری برای توسعه ی دیدگاههای سیاسی اش استفاده کرد گفت مرحوم همایون از زمان جنگ جهانی دوم از طریق فعالیت در حزب سومکا که طرفدار سیاست آلمان در جریان جنگ جهانی در منطقه بود وارد کار سیاسی شد. بعد از کودتای ۲۸ مرداد وارد مطبوعات شد و بزرگترین دستاوردش راه اندازی روزنامه آیندگان بود که بخش قابل توجهی از روشنفکران که الزاما موافق رژیم پهلوی نبودند را در آنجا دور هم جمع کرد. او زندانی شد و از روزنامه نگاری برای توسعه ی دیدگاه سیاسی اش استفاده کرد. طالعی گفت اساسا روزنامه های ایران در محافل سیاسی شکل گرفت. وقایع اتفاقیه از سوی دربار منتشر شد. روزنامه قانون در خارج از کشور منتشر شد با این مضمون که تا زمانی که قانون در ایران نباشد هیچ کاری نمی توان انجام داد. در دوران مشروطیت هم روزنامه ها اکثرا توسط صاحبان اندیشه ی سیاسی منتشر می شد. در دوران ۲۸ مرداد هم چنین بود. به اعتقاد طالعی در دهه ی ۴۰ دو اتفاق تاریخ مطبوعات را متحول کرد یکی ایجاد دانشکده ی علوم ارتباطات اجتماعی بود که زنده یاد دکتر مصباح زاده که خانم امیری فارغ التحصیل آن دانشکده هستند پایه گذارش بود و دیگری انتشار آیندگان که مطبوعات را به سمت حرفه ای شدن و علمی شدن پیش برد و بعد از انقلاب چرخش پیدا کرد. از خرداد ۱۳۷۶ روزنامه ها را رجال سیاسی منتشر می کردند. این برای جامعه سم بزرگی است برای اینکه مطبوعات را ارگانی می کند و جریان آزاد اطلاعات را محدود می کند. از این رو مطبوعات بیشتر صدمه می بیند تا سودی برده باشد از این روند.
امیری در پایان گفت خشونت از عوامل اصلی خودسانسوری است یعنی سانسور را درونی می کند.
طالعی یادآوری کرد که سانسور و خفقان از همان روزهای انقلاب با اخراج روزنامه نگاران از کیهان و تعطیلی آیندگان در تابستان ۵۸ و بسته شدن ۵۲ روزنامه آغاز شد. به باور او حکومت اسلامی از آغاز با مطبوعات مشکل داشت و خواستار کنترل گردش آزاد اطلاعات در جهت ایدئولوژیک بود. طالعی گفت ما این مساله را در تمام دوران حیات جمهوری اسلامی داشته ایم به غیر از دوره ی کوتاه خاتمی آن هم به دلیل آنکه بخشی از قدرت خودش صاحب مطبوعات بود.

چهارشنبه، سیزدهم بهمن، دوم فوریه:
دکتر حسین قاضیان، جامعه شناس، پژوهشگر مهمان دانشگاه سیراکیوز، نویسنده ی کتاب جلال آل احمد و گذار از سنت به تجدد، در باره ی نقش جنبش روشنفکری پیش از انقلاب در سقوط شاه گفت در یک نگاه کلی جامعه ی روشنفکری توانست مواد و مصالح فکری را برای انقلاب فراهم کند و این منحصر به یک دیدگاه فکری معین یعنی دیدگاه مذهبی که بعدا غالب شد نبود بلکه وجه غالب روشنفکری در تقلا و تمنای انقلاب بود و صداهای دیگر در زیر این صدای غالب محو شده بود و کمتر شنیده می شد و خریداری داشت به علاوه روشنفکری آن دوره کماکان تحت تاثیر گفتمان های وسیع تری قرار داشت که در سطح جهانی رونق داشت و اغلب چپ بود و مدافع حرکات انقلابی. از این رو روشنفکری ایران و دست کم وجه غالب آن وضعیت موجود را طوری می دید که راهی جز انقلاب برای رهایی اجتماعی وجود ندارد و رهایی اجتماعی هم در رهایی سیاسی دیده می شد و رهایی سیاسی هم تنها در سرنگونی رژیم حاکم خودش را نشان می داد. البته رفتار رژیم حاکم گواه این بود که گویی روشنفکران درست فکر می کنند برای اینکه حکومت راهی برای رسوخ دیدگاههای دیگر باز نمی گذاشت و دیگری و دیگران را به درون قلعه ی خودش راه نمی داد به این تفسیر روشنفکران وجاهتی بخشیده بود برای همین روشنفکرانی که این تفکر را تولید می کردند افکارشان مثل برگ زر خریداری می شد و مصرف می شد و در نتیجه می توانست موجب بسیج اجتماعی بشود که شد و انقلاب نتیجه ی این بسیج اجتماعی بود که از درون آن فکری که آن موقعیت تولید کرده بود بیرون آمد.
فرج سرکوهی، سردبیر مجله ی آدینه، گفت نباید روشنفکری را به مثابه ی یک کل تحلیل کرد و افزود آثار روشنفکران مثل برگ زر خریداری نمی شد نگاهی به تیراژ کتاب ها و نشریات در آن دوران که سه تا پنج هزار جلد بود نشان از این واقعیت دارد. یکی از دلایلش هم این بود که رژیم شاه راه فعالیت را بر بسیاری از روشنفکران بسته بود. سرکوهی گفت بعضی از روشنفکران طرفدار بازگشت به سنت بودند و در زیر مجموعه ی شهبانو فرح چون مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی و جشن هنر فضا داشتند.
سرکوهی تائید کرد این درست بود که اکثریت روشنفکران مخالف رژیم شاه بودند و دلیلش هم روشن بود چون این حرکت از ۲۸ مرداد شروع شد اما، روشنفکران در ایران پیش از انقلاب گروههای گوناگونی بودند. کسی مثل خانلری کسوت وزارت پوشید و طرح سپاه دانش را ارائه کرد و روشنفکران حزبی بودند که در حزب توده و سازمان فداییان به انقلاب و خمینی نزدیک بودند.
او یادآوری کرد روشنفکران مستقلی بودند که هشدار می دادند انقلاب ممکن است منجر به استبداد بشود که این هشدارها ناشنیده ماند.
به باور سرکوهی روشنفکران غیرمذهبی آن زمان نفوذی که بتوانند لایه های اجتماعی را حرکت بدهند نداشتند روشنفکران مذهبی هم به دلیل ارتباط با روحانیت نفوذ اندکی در میان مردم داشتند.
جمشید چالنگی که می گوید در مجموع نوزده سال را در مصر زندگی کرده و فعالیت ژورنالیستی داشته در مقایسه ی شرایط حاکم بر جنبش روشنفکری امروز مصر و جنبش روشنفکری آن روزها در ایران گفت سندیکای روزنامه نگاران و نویسندگان سالیان مدیدی است که در مصر فعال است و مستقل عمل می کند مطبوعات نسبتا آزاد وجود دارد و انتشار کتاب اگر در مصر میسر نباشد در بیروت چاپ می شود و به مصر بازمی گردد. چالنگی گفت روشنفکری ایران در سال ۵۷ نسبت به مشروطه عقب رفت از این روست که آل احمد می گوید پیوند روشنفکران با روحانیون راه نجات ایران است در حالی که در مصر روشنفکران حرف مستقل خودشان را می زنند و خیلی هم با احتیاط به این وضعیت نگاه می کنند. در همین فضا است که فردی چون احمد فواد نجم، شاعر چپگرا، می گوید اخوان المسلمین آنطور که گفته می شود خطرناک نیست. چالنگی گفت اگر اختناقی در ایران بود روشنفکر هم به نوعی از آن استفاده می کرد کار رهبری حزب را می کرد اما، در مصر نویسنده نویسنده است و کسی برای حرف او حاضر نیست زندان برود.
سرکوهی متذکر شد درست است که فضای روشنفکری مصر و ایران با هم متفاوت است اما، صحبت از اینکه روشنفکری ایران سود اختناق را می برد غیرمنصفانه است. سرکوهی گفت روشنفکری از اختناق رنج می برد و اینطور نبود که همه کار حزبی بکنند اقلیتی بودند که از حزب توده، جبهه ی ملی، و سازمان فداییان حمایت می کردند و استقلال روشنفکری را فدای وابستگی به احزاب کرده بودند که نشان دهنده ی عقب ماندگی فکری شان بود؛ ولی اکثریت روشنفکران ایران حزبی نبودند. سرکوهی گفت اینکه آقای آل احمد گفته بود روشنفکران و روحانیون باید با هم متحد بشوند تاکید می کنم نباید روشنفکران را یک کل یک شکل ببینیم. به باور او کسانی مثل آل احمد، دکتر نراقی، و فردید روشنفکرانی بودند که بعضی در درون حکومت و بعضی در مقام منتقد خواستار بازگشت به سنت و هویت مذهبی بودند اما، بسیاری از روشنفکران غیر مذهبی خواستار پیوند با روحانیت نبودند. سرکوهی در ادامه گفت بخشی از عقب ماندگی روشنفکری ما ناشی از فقر فلسفی و استبداد بود.
قاضیان در واکنش گفت درست است که نباید روشنفکری را به شکل یک کل نگاه کرد اما تاکید من بر گفتار روشنفکری بود که غلبه کرد و آن روشنفکر مذهبی بود که وجه غالب را یافت و حرف هایش مثل برگ زر خریداری شد. وقتی شما در اوان انقلاب تیراژ میلیونی یا دست کم چند صدهزاری آثار شریعتی و آل احمد را می بینید گواه این است که مردم طالب و خریدار این فکر هستند. این تفکری است که به متن جامعه می آید و موجب بسیج اجتماعی می شود و انقلاب را پدید می آورد. قاضیان یادآور شد ما در پی توزیع امتیازات ارزشی نیستیم که چه کسی چه حرفی را زودتر زده یا دیرتر بحث این است که اگر کسی نکته ی پیشگامانه ای گفت چرا خریداری نشد چرا وجه غالب پیدا نکرد و سایر روشنفکران به آن نپیوستند. قاضیان در باره ی این چرایی گفت یک دوگانگی وجود داشت که روشنفکران یا باید نقش خادم را بازی می کردند یا نقش خائن را. از منظر حکومتی اگر نمی خواستند خائن باشند نباید حرفی می زدند. قاضیان گفت شرایط به گونه ای بود که در جامعه خادمان خریداری پیدا نمی کردند اما، آنهایی که اجازه ی کار پیدا نمی کردند حتی اگر مزخرف ترین حرف را می زدند مردم فکر می کنند حرف مهمی می زنند. قاضیان در ادامه افزود این وضعیت انقلابی ایجاد شده است که اجازه نمی دهد گروهی میانه رو حرف بزنند و حرفشان خریداری داشته باشد. این چیزی نیست که در مصر وجود داشته باشد در مصر این میزان از شقاق اجتماعی وجود ندارد گرچه حکومت سرکوبگری بر سر کار بوده اما، هنوز جامعه ی مدنی وجود دارد احزاب وجود دارند مطبوعات تقریبا آزادند در حالی که در جامعه ی ایران اینها تقریبا به اضمحلال کامل رفته بودند و نقش صوری داشتتند و باید نقش خادم را ایفا می کردند.
چالنگی در بر شمردن وجوه تفارق دیگر جامعه ی روشنفکری مصر و ایران می گوید در میان روشنفکران مصر مقوله ی کشور مصر بسیار مهم است در حالی که در سال ۵۷ وطن از دریچه ی مصالح و خط مشی سیاسی دیده می شد. فواد نجم با حکومت مصر مخالف است اما، دهها ترانه در وصف مصر دارد. اما، اگر در پیش از انقلاب کسی از ایران شعر می گفت در جامعه ی روشنفکری به عنوان آدم دولت شناخته می شد.
قاضیان درباره ی یاس اجتماعی و تاثیر آن بر روشنفکران و جوامع دیگر گفت یاس اجتماعی یکی از منابع تغذیه کننده ی جنبش هایی هستند که یکباره فوران می کند در جامعه و اغلب هم خلاف انتظار است ولی به دشواری بتوان میان مصر و ایران مقایسه ی یک به یک انجام داد. رژیم ایران سعی می کند معنای متفاوت خودش را روی وقایع مصر بگذارد و نگذارد شباهت سازی ها منبعی برای تغذیه ی کسانی بشود که می خواهند علیه او در ایران اقدام بکنند. به علاوه باید توجه کنیم ما در ایران با یک تعلیق شدید گفتمانی مواجه هستیم در جامعه ی مصر هنوز مذهب یکی از منابع تغذیه کننده است به عنوان یک ایدئولوژی بسیج گر که در کنار ملی گرایی هر دو کمک می کنند جامعه ی مصر ایده و تصویری از آینده ی خودش داشته باشد. در جامعه ی ایران ما فاقد چنین وضعیتی هستیم.
سرکوهی درباره ی مهمترین تفاوت روشنفکر امروز و روشنفکر گذشته گفت روشنفکر امروز شروع کرده به نقد فرهنگ جامعه ی ایرانی و روشنفکری ایران، نقد سنت و هویت و همه عناصر سازنده ی فرهنگ ایرانی و دوم اینکه بخش عمده ای از روشنفکری کنونی از وابستگی به مذهب و ایدئولوژی های دیگر رها شده و این دو مولفه می تواند در تحول روشنفکری ایران بسیار موثر باشد.

پنج شنبه، چهاردهم بهمن، سوم فوریه:
حسین علیزاده، دبیر اول دفتر حفاظت از منافع ایران در قاهره طی سالهای ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۲ در دوران دولت خاتمی، در پاسخ به دلایل روابط پر فراز و نشیب ایران و مصر گفت روابط ایران و مصر بیشتر تابع متغیر خارجی بوده است. ایران و مصر در دو دوره قطع روابط داشتند یکی در دوره ی در قدرت بودن ناصر در مصر و شاه در ایران و مورد دیگر زمان انقلاب اسلامی و موقعی که آیت الله خمینی در ایران و انور سادات در مصر قدرت را در دست داشتند. در هر دو مورد قطع روابط دو کشور به موضوعیت اسرائیل بر می گردد. در دوره ی دولت آرمانگرای جمال عبدالناصر رابطه ی شاه با اسرائیل برای ناصر تنفرآور بود و منجر به قطع روابط شد. اما، موقعی که ناسیونالیستی مثل سادات به قدرت رسید که تمام ایده آل های ناصر را شست و به کناری گذاشت و به طرف روابط با اسرائیل رفت، در جمهوری اسلامی ایران یک نظام آرمانگرا به رهبری آیت الله خمینی به قدرت رسیده بود که این بار نوبت ایران باشد که تنفر خودش را نشان بدهد و بخواهد قطع رابطه کند. حال پرسش این است که اگر تنفر از اسرائیل به قوت خود باقی است چرا آقای احمدی نژاد قصد تجدید رابطه با ایران را مطرح می کند؟ علیزاده در باره ی عامل مشترک نگرانی سادات و شاه نسبت به قدرت گرفتن بنیادگرایان اسلامی گفت فراموش نکنیم که مصر پایگاه نضج اخوان المسلمین و تفکر الهجرت و تکفیر است و همین تفکر اخوانی است که بعد از طریق نواب صفوی به ایران می آید و از طریق فداییان اسلام در جمهوری اسلامی به نحوی بروز و ظهور پیدا می کند. علیزاده یادآوری می کند پیش بینی انور سادات درباره ی ظهور اسلامگرایان بسیار درست بود. زمانی که من در سفارت ایران در قاهره کار می کردم هر موقع که آقای خاتمی بحث تجدید رابطه با مصر را مطرح می کردند همواره این نگرانی از سوی مصری ها مطرح می شد که شما مجددا آن بنیادگرایی اسلامی را به خاک ما بازخواهید گرداند. اخیرا هم شنیدید که گروهی از اعضای حزب الله لبنان در مصر دستگیر شدند که موجب تنش هایی میان دولت مصر و حزب الله و دولت مصر و ایران شد. ولی بنیادگرایی اسلامی واقعیت بسیار مهمی است که در مصر وجود دارد.
دکتر مجید محمدی، استاد جامعه شناسی، درباره ی دلایل فراز و نشیب های فراوان ایران و مصر پیش و پس از انقلاب گفت رقابت هم بر سر هژمونی و هم رقابت ایدئولوژیک بود. ایرانی پان ایرانیسم را و مصری ها پان عربیسم را تبلیغ می کردند. دولت مصر پس از انقلاب هم برغم تمایل جمهوری اسلامی برای از سر گیری روابط با قاهره بدلیل دغدغه های امنیتی پرهیز می کرد از نزدیکی به ایران.
محمدی گفت در دورانی پیش از انقلاب رژیم مصر روابط ایران با اسرائیل را عامل مساله ساز می دانسته بعد از انقلاب این ایران بوده که رابطه مصر با اسرائیل را مشکل عنوان می کرده است اما، پس از انقلاب بیشتر عامل ایدئولوژیک محور سیاست ایران بوده و نه واقعگرایی سیاسی. محمدی با اشاره به روابط اقتصادی اندک ایران و مصر تاکید می کند بر خلاف روابط ایران و ترکیه که اقتصاد محور اصلی آن است درباره ی مصر هیچگاه این عامل نتوانست عامل ایدئولوژی را به حاشیه ببرد. محمدی گفت نگرانی مصر برغم تلاش های دولت خاتمی و سیگنال های مثبت احمدی نژاد ناشی از جلوگیری از بازشدن پای ایران و تقویت حماس در منطقه است.
علیزاده درباره ی تاثیر موضع گیری فعلی جمهوری اسلامی در برابر دولت مبارک بر آینده ی روابط دو کشور گفت اگر اوضاع به سمت ثبات سیاسی مصر برود که حتما و بی تردید به دلیل مسائل داخلی و شرایط بین المللی شکی ندارم که اینطور خواهد شد مصر سیاستی را که از زمان سادات در برابر ایران شروع کرد و در دوران مبارک ادامه یافت حتما توسط هر جانشین مبارک ادامه خواهد داد؛ البته اگر در ایران این حکومت بنیادگرا کماکان در راس قدرت باشد. به باور علیزاده مصری ها در سایه نگرانی از مداخلات ایران از مزیت پذیرش میلیون ها توریست از ایران به مراقد مقدس در مصر صرفنظر کرده است. علیزاده نتیجه گرفت این ادعای رهبران جمهوری اسلامی که این خیزش ملهم از انقلاب اسلامی است باطل است و گفت حتی حرکت های اسلامی کنونی در مصر تندروی کنونی در ایران را ندارد.
علیزاده در توضیح دلایل مواضع مستقل و نزدیک به ایران از سوی مصر در تقابل با انتقاد غرب از نقض حقوق بشر و فشار بر اسرائیل برای پیوستن به طرح خاورمیانه ی عاری از جنگ افزار هسته ای گفت مصر در عرصه ی موضوعات بین المللی چون توسعه ی پایدار، جمعیت، حقوق بشر اسلامی، و خاورمیانه ی عاری از سلاح اتمی با ایران اشتراکات زیادی دارد. اما، اختلاف دو کشور بر سر نزاع های ایدئولوژیک است یعنی اسلامی که مصر و شیخ الازهر معرفی می کند و ما در مدارس و حوزه های مصر می بینیم با اسلامی که در حوزه ی علمیه ی قم و اسلامی که مرجعیت آقای خامنه ای معرفی می کند از زمین تا آسمان تفاوت دارد. این همان چیزی است که سادات مخالف آن بود؛ اسلام سیاسی ظاهر شده در ایران پس از انقلاب. به باور علیزاده تا زمانی که در ایران جمهوری اسلامی و در مصر جناح های سکولار بر سر کار باشند روابط سرد خواهد ماند.
محمدی درباره ی سه مدلی که به عنوان مدل های احتمالی وضعیت آینده ی مصر عنوان کرده گفت مدل ترکیه مدلی است که در آن ارتش با قدرت و محبوب باقی خواهد ماند و تضمین کننده ی سکولاریسم خواهد بود و به فرآیند دموکراتیزاسیون در مصر کمک می کند. این مدل مثبتی است که در ترکیه شاهد آن بودیم و جریانات اسلام گرا هم در فرآیند سیاسی حل و جذب می شوند. در ترکیه این مدل به شکوفایی اقتصادی منجر شده و در صورت تحقق در مصر طرفداران دموکراسی و حقوق بشر و تجارت آزاد در دنیا استقبال می کنند.
دو سناریوی نگران کننده هم وجود دارد که ارتش مصر با توجه به تماس هایی که با ارتش اتحاد جماهیر شوروی داشته از آن الگو پیروی کنند و بعد از کناره گیری مبارک قدرت را در دست بگیرد و یک نظام مافیایی شکل بگیرد که یک دموکراسی نمایشی را به صحنه بیاورد. مدل جمهوری اسلامی ایران پس از انتخابات هم مدلی است که نظامیان حرکت مردمی را سرکوب کنند و شرایط را به گونه ای پیش ببرند که جنبش از کف خیابان ها جمع شود آن چه که در دو روز گذشته شاهد آن بودیم پیروی از الگوی ایران هست توسط آقای مبارک. مبارک به خوبی نکاتی را که در کتابچه ی سرکوب آقای خامنه ای یادداشت شده دارد دنبال می کند با آوردن نیروهای لباس شخصی به خیابان. محمدی تصریح کرد البته من در دراز مدت معتقد نیستم که این جنبش امروز مصر جمهوری اسلامی ایران را الگو قرار بدهد چون قدرت های بین الملی چنین امکانی را نخواهند داد.
علیزاده در واکنش گفت من مطلقا معتقد نیستم مبارک به سرکوب کوری که جمهوری اسلامی به آن دست زد اقدام می کند دلیل روشن آن هم موضع ارتش است که در درگیری های چند روز گذشته سعی کرده مانع برخورد میان مخالفان و حامیان مبارک شود در حالی که در ایران تمام نیروهای انتظامی و امنیتی سرکوبی کردند که از درونش کهریزک و کوی دانشگاه و بیت مراجع را داشتیم و مسجد قبا. مواردی که شما در سی سال حکومت مصر ندید. علیزاده گفت من به هیچ وجه پیش بینی نمی کنم آقای مبارک دست به سرکوب کور بزند چون او می داند مصر مبارک نیست در حالی که در ایران می گویند ایران یعنی ولایت فقیه. ایران یعنی رهبر یعنی اگر رهبر تمام بشود همه چیز در تئوری ولایت فقیه تمام شده است. در مصر ارتش بیانیه می دهد که ما درخواست های مردم را درک می کنیم اما، کجا نیروهای نظامی و انتظامی ایران چنین بیانیه هایی دادند. احمد شفیق، نخست وزیر، از مردم برای بروز خشونت ها عذرخواهی کرد در ایران از مردم برای جنایاتی که انجام گرفت یک عذرخواهی نکردند. باید توجه داشت که دولت مصر با جهان روابط حسنه دارد آقای مبارک با آقای اوباما تماس تلفنی دارد اما، در ایران یک نظام بسته از مدل کره ی شمالی حاکم است که درها را بسته اند و می گویند هر آنچه بخواهیم انجام می دهیم و به کسی هم پاسخگو نیستیم. علیزاده افزود از این رو پیش بینی نمی کنم سرکوب کور در مصر چون نمونه ی ایران صورت بگیرد.
ماشاء الله شمس الواعظین، روزنامه نگار و کارشناس روابط ایران و مصر، در ایران، به افق گفت ایران که موضع گیری جانبدارانه ای نسبت به دیگر کشورها درباره ی مصر اتخاذ کرده به دقت در انتظار شکل گیری دولت جدید در قاهره است. او با اشاره به اوضاع منطقه گفت نگرانی از سرایت این موج اعتراض در کشورهای عرب به گونه ای است که سناتور جان کری از پرزیدنت اوباما خواسته است از رهبران هم پیمان آمریکا بخواهد به اصلاحات دست بزنند.
محمدی گفت این موج سرایت کرده و احتمالا نشانه هایش را در سوریه هم خواهیم دید.
علیزاده در پایان فرازی را از سخنان مرحوم دکتر محمد مصدق از کتابش خواند که به دیدار مصدق از مصر در زمانی برمی گردد که دو کشور در آتش «دیکتاتوری» می سوختند: «مصر و ایران گرفتار یک بیماری هستند که درمان آن نیز یکی است این دو کشور باید برای در دست یافتن به استقلال شان مبارزه کنند.» علیزاده گفت اگر دکتر مصدق امروز زنده بود می گفت مشکل مصر و ایران استبداد است؛ در مصر خیزش مردم صورت گرفته و در ایران جنبش سبز.

افق، پنج شنبه، ۱۴ بهمن، ۳ فوریه، بخش نخست

افق، پنج شنبه، ۱۴ بهمن، ۳ فوریه، بخش دوم

۱۳۸۹ بهمن ۹, شنبه

نگاهی به هفته ی سوم افق

سه هفته ای است که با هم به افق نگاه می کنیم. افق نگاه ما به دور دست ها است یا چشم ها بیشتر از نوک بینی را «نتوان دید»؟ شاید مهمترین اتفاق هفته این بود که تکرار افق را به ساعت ۱۱ شب تهران منتقل کردیم. مطمئنم در آن تاریک ساعت شب افق بهتر قابل رویت است و بیننده های بسیاری خواهد داشت. برنامه کم کم دارد جا می افتد و من که اصلا روزمرگی و تکرار را دوست ندارم هر لحظه با خودم در جنگ ام که مبادا کوتاه بیایی و بگویی خوب همین است و باید ساخت. نه. هر روز با کارگردان و گروه فنی آمریکایی در بحث و مشورت ام که چگونه این نما کادر بندی شود بهتر است و دوربین کجا باشد مناسب تر. با دوربین روی شانه هم هنوز کشاکش داریم که کمی با من هماهنگ تر باشد. اما، واقعیت این است که تهیه کننده ی برنامه دوست خوب من خسرو در اتاق فرمان لحظه به لحظه ی برنامه را با کارگردان، کارگردان فنی، اپراتور گرافیک، و متخصص صدا، ـ همه آمریکایی ـ باید هماهنگ کند. مساله زبان است. از آنجایی که کارگردان فارسی نمی داند هر نکته ای که تهیه کننده گوش زد می کند تا کارگردان آن فرمان را دریافت کند و به بقیه ی اتاق فرمان منتقل کند همه چیز با تاخیری چند ثانیه ای انجام می شود. البته در این چند هفته تقریبا همه دارند با سرعت برنامه خود را هماهنگ می کنند. عادت این بوده که در برنامه های گفتگوی تلویزیونی زنده دوربین ها ثابت و بدون کمترین تحرک باشد و بعضی دوربین چی ها چرت بزنند.


اما، هفته ی سوم هفته ای متنوع از لحاظ موضوع و مهمان ها بود.

دوشنبه را با مصاحبه با سفیر آمریکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی آغاز کردیم. نکته ی مهمی که آقای گلن دیویس در مصاحبه مطرح کرد این بود که غنی سازی اورانیوم در ایران برای آمریکا به منزله ی تولید بمب اتم از سوی ایران نیست. دیویس تلویحا اشاره کرد اگر ایران اعتمادسازی کرده و همکاری کاملی با آژانس داشته باشد آمریکا با غنی سازی اورانیوم در ایران مشکلی ندارد. او تاکید کرد ایران باید با بازرسی آژانس از تمام تاسیسات اش موافقت کند و اجازه دهد به مسولان برنامه های هسته ای ایران دسترسی داشته باشد تا پاسخ پرسش های بی پاسخ مانده ی جامعه ی جهانی روشن شود. سفیر آمریکا در آژانس گفت ما کماکان به دیپلماسی و روند گام به گام گفتگو پایبندیم اما، اگر ایران تمایلی نشان ندهد بسوی تشدید فشار و تحریم گام برداشته خواهد شد.
آقایان میلانی و نفیسی بحث عمیقی درباره ی دلایل شکست مذاکرات استانبول داشتند. دکتر میلانی مذاکرات استانبول را حرکتی پوچ و بی معنی از سوی هر دو طرف توصیف کرد و گفت بهای این تراژدی را مردم ایران می پردازند. به باور میلانی در شرایطی که مدتی است دولت احمدی نژاد حتی جرات انتشار آمارهای رسمی کشور را ندارد فشارهای بیشتر اقتصادی در راه است. میلانی تصریح می کند که افزایش بهای نفت به نزدیک ۱۰۰ دلار برای هر بشکه باعث شده رژیم فشار کمتری را احساس کند و اگر قیمت نفت به همان بهای ۳ ماه پیش بود شرایط به مراتب دشوارتر بود چون رژیم هر فشاری را مستقیما به گرده ی مردم منتقل می کند.
دکتر نفیسی تلاش ایران در مذاکرات را با رویکرد کره ی شمالی مقایسه کرد که می کوشد دنیا را به بازی بگیرد و باج گیری کند و برگردد به مردم کشورش بگوید که چقدر قدرتمند است. نفیسی سپس تاکید می کند هرج و مرج سیاسی در درون نکته ی دیگری است که به درازا کشیده شدن مذاکرات دامن می زند و اسناد فاش شده از ویکی لیکس موید این بود که احمدی نژاد خواهان مبادله ی اورانیوم بود اما آیت الله خامنه ای مانع آن شد. نفیسی یادآور می شود ایران کوشید میان آمریکا و اروپا اختلاف بیاندازد که چند سالی هم موفق شد. میلانی معتقد است مقامات جمهوری اسلامی ایران ممکن است در این بازی های تاکتیکی نتیجه ای گرفته باشند اما، از نظر استراتژیک که تامین منافع ملی است به طرز وحشتناکی باخته اند. میلانی گفت هرج و مرجی که دکتر نفیسی به آن اشاره می کند تا حدود زیادی تصنعی است بویژه در مورد مساله ی اتمی. نفیسی در پاسخ گفت اما، مذاکرات ژنو و تغییر موضع ایران چیزی جز آبرو ریزی برای ایران در برنداشت. بعد بحث جالبی در این باره در گرفت که اگر مساله ی اتمی پرونده ای ملی است و رهبر جمهوری اسلامی تصمیم گیرنده ی نهایی است پس این اختلافات برای چیست؟ دکتر میلانی معتقد بود اتفاقا ملی بودن پرونده ی هسته ای تائیدی است بر اینکه افراد متعددی باید درباره ی آن نظر بدهند و نه یک فرد تصمیم گیرنده باشد. نفیسی اشاره کرد طبع مستبد آقای خامنه ای و ساختار قانون اساسی به ایشان اجازه داده قدرت را روز به روز به سوی خودش متمرکز کند و الان حتی تصمیم گیری های مجمع تشخیص مصلحت نظام را وتو می کند. نفیسی گفت تاریخ نشان داده این گونه رژیم ها عاقبت خوشی ندارند.
دکتر هرمیداس باوند، کارشناس روابط بین الملل، به افق گفت تا زمانی که دو طرف مواضع خودشان را تعدیل نکنند نتیجه ای حاصل نخواهد شد.

سه شنبه، یکی از داغ ترین بحث های چند هفته میان دکتر حسن منصور و دکتر بورقان نظامی بر سر طرح تحول نظام بانکی در ایران در گرفت.
دکتر منصور گفت آزادسازی نرخ بهره بانکی و مرتبط کردن آن با نرخ تورم یک اقدام حیاتی برای نظام مالی ایران است و یادآور شد که پیش از انقلاب و دولتی شدن بانک ها و تصویب قانون بانکداری بدون ربا یک بانک ایران رتبه ی پنجم جهانی را داشت. به باور او امروزه بانک ها به موسسات بروکراتیک بدل شده اند که به دستورات دولت عمل کرده و وام های تکلیفی دولت را تامین می کنند از این رو بانک ها ۵۰ میلیارد دلار طلب معوقه دارند که قابل وصول نیستند. منصور افزود نرخ بهره دستوری است و زیر حد تورم و بانک ها به پس انداز کننده بهره اندکی را می پردازند که انگیزه ی پس انداز را از بین برده است.
دکتر نظامی گفت من با آقای منصور در این باره اختلاف نظر دارم که مشکل ایجاد ارتباط میان نرخ سود بانکی و نرخ تورم یا خصوصی و دولتی بودن بانک ها است. به گفته ی او نظام بانکی ایران دو کار را انجام می دهد: یکی تامین اعتبار برای بازار مصرف کنندگان و کار دیگر تخصیص منابع بین صنایع و بخش های اقتصاد است. نظامی گفت انزوای اقتصادی شرایطی ایجاد کرده که ایران قابلیت کنترل نرخ تبادل ارزی را ندارد و دولت مجبور شده آن را پایین نگه دارد از این رو بخش های تولیدی توانایی رقابت ندارند. او گفت ما با دو بخش تولیدی و واسطه ای روبرو هستیم که بخش واسطه ای چون نوع فعالیت اش کوتاه مدت است و بازده بالاتری دارد همواره گوی رقابت را در برابر بخش تولید خواهد ربود در نتیجه هر چقدر هم سعی کنیم منابع را درست تخصیص بدهیم اگر بر اساس سودآوری تخصیص پیدا کند باید بیشتر به فعالیت های واسطه ای منتقل شود تا تولیدی. نظامی افزود هر چقدر دولت سعی کند به وسیله ی کنترل نرخ بهره و تخصیص دستوری و تکلیفی منابع به بخش های تولیدی تخصیص یابد لاجرم این پول ها راه خودشان را به پروژه های مبادله ای و کوتاه مدت تر پیدا می کنند.
دکتر منصور در پاسخ به اختلاف نظر مطرح شده از سوی آقای نظامی اشاره کرد به بسته ی پیشنهادی صندوق بین المللی پول به ایران برای اصلاحات اقتصادی و گفت مشکل این است که آقای احمدی نژاد این پیشنهادات را پس و پیش و نا به جا عمل می کند. ابتدا باید خصوصی سازی صورت می گرفت بعد هدفمندی یارانه ها اجرا می شد که عملا درست انجام نگرفته و به تصحیح نرخ ارزی هم توجهی نمی شود. او با اشاره به این که حتی در برنامه پنجم توسعه و در چشم انداز بیست ساله از تصحیح نرخ ارزی سخنی به میان نیامده است یادآور شد ارز در برابر ریال بطور تصنعی و ارزان عرضه می شود و این رو عملا تولید داخلی می خوابد و بازار برای صادرات گشوده می شود. منصور گفت دولت ایران بزرگترین یارانه را بر روی نرخ ارز می پردازد. اگر سالانه ۶۰ تا ۸۰ میلیارد دلار واردات داریم بر روی نرخ ارز برای واردکنندگان از یک سو و مصرف کنندگان جنس های خارجی و تولیدکنندگان برای صادرات به ایران عملا یارانه می پردازیم.
نظامی با اشاره به طرح مجلس برای بازپس گیری طلب های معوقه و اصطلاحا حل مشکل وام های سوخته گفت اینکه چوب حراج بزنیم به موسساتی که به بانک ها بدهکار هستند کار درستی نیست و تجربه نشان داده کشورهای دیگر به مرور مشکلات این موسسات و وام ها را حل می کنند. درباره ی دعوای میان دولت و مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام دکتر نظامی گفت مجمع تشخیص مصلحت نظام بازوی کارشناسی رهبر است و این بحث آقای احمدی نژاد درباره ی لحاظ کردن نظر رهبر فقط سیاسی است. به باور او در بحث استقلال بانک مرکزی همواره مساله استقلال سیاست های پولی از سیاست های مالی است در غیر اینصورت انضباط پولی نخواهیم داشت. او معتقد است دولت در کوتاه مدت می تواند با مراجعه به بانک مرکزی به عنوان زیر مجموعه ی یک وزارتخانه مشکلاتش را حل کند و چون نمونه ی هدفمندی یارانه ها از بانک مرکزی تنخواهی بگیرد و پایه ی پولی را افزایش دهد اما، مشکل تورم روز به روز بیشتر خواهد شد.
دکتر منصور خاطر نشان کرد بانک مرکزی مسول حفظ قدرت خرید پول ملی است یعنی دولت باید برنامه هایش را انجام بدهد و بانک مرکزی هم بتواند بر مبنای دو، سه، یا چهار درصد تورم پیش بینی شده قدرت پول ملی را محفوظ نگه دارد. او گفت در این صورت است که دولت یک معیار و محکی برای سنجش موفقیت برنامه هایش در برابر دارد. به باور منصور اگر بانک تحت کنترل دولت باشد می تواند طبق ضرورت های خودش معیارها را پس و پیش بکند و نرخ بهره را به صورت تصنعی تغییر بدهد تا دچار کمبود ناشی از اجرای برنامه های نابهنگام و نادرست نشود. منصور گفت در ضرورت استقلال بانک مرکزی جای چک و چونه نیست و یادآوری کرد در شرایط فعلی رئیس بانک مرکزی که منصوب رئیس جمهور است عملا کارمند دولت است و استقلال بانک زیر سوال می رود.
دکتر منصور همچنین گفت در ۶ ساله ی دولت احمدی نژاد نقدینگی بیش از چهار برابر افزایش پیدا کرده است و نتیجه اش تورم لجام گسیخته است و از سویی مشکل بیش از ۱۹ هزار صندوق قرض الحسنه مطرح است که بنظر می رسد مخالفان استقلال بانک مرکزی نگرانند این صندوق های زیر نظارت بانک مرکزی بروند.
درباره ی استفاده از امکانات صندوق های قرض الحسنه و در واکنش به گفته های بیژن بیدآباد، کارشناس اقتصادی در ایران، دکتر نظامی گفت سپرده های قرض الحسنه در سال ۱۳۸۸ در مجموع ۱۸ هزار میلیارد تومان بوده که در مقایسه با معوقات بانکی یعنی ۵۰ هزار میلیارد تومان یا کل سپرده های بانکی که ۲۱۳ هزار میلیارد تومان است مبلغ قابل توجهی نیست که بتواند به بخش تولید متصل شود. نظامی همچنین در واکنش به ایده ی بانک مشارکت در سود و زیان گفت بانک کارش مشارکت در سود و زیان موسسات نیست. بانک کارش تامین اعتبار است با قراردادهای روشن. هر چه قراردادها پیچیده تر شود و مشارکت بانک ها در سود و زیان بیشتر شود بانک به سهام دار این موسسات بدل می شود و این ضرر شدیدی بر اقتصاد ایران در این ۳۰ سال زده و تکرار همان دارو بیماری اقتصاد ایران را حل نخواهد کرد.
دکتر منصور در پایان بحث گفت نظام جمهوری اسلامی با مجموعه ای از قوانین فقهی وارد نظام بانکداری مدرن شد در حالی که از ماهیت آن کاملا بی اطلاع بود و بویژه با بانک مرکزی به عنوان یک پدیده ی فوق مدرن کاملا ناآشنا بود و از موقعی که دست روی سیستم بانکی گذاشته مورد لغزش های جدی قرار گرفته است.
جاناتان پاریس، نویسنده ی گزارش چشم انداز ایران، به افق گفت اقتصاد و مشکلات اقتصادی فاکتوری تعیین کننده در روند تصمیم گیری های استراتژیک رهبر جمهوری اسلامی ایران نیست.

بحث جنجالی هفته روز چهارشنبه شکل گرفت. مئیر جاودانفر و ماهان عابدین درباره ی نقش ایران و حزب الله در آینده ی لبنان بحث دیدنی را شکل دادند. در ابتدای برنامه جاودانفر گفت معیار تشخیص عملکرد معتدل یا متمایل به حزب الله از سوی نجیب میقاتی، نخست وزیر منتخب، حمایت یا عدم حمایت او از ادامه ی کار دادگاه رسیدگی به پرونده ی رفیق حریری است.
ماهان عابدین گفت میقاتی کاندید اصلی حزب الله نیست و ضمن اشاره به شکاف های موجود در میان سنی های لبنان گفت هدف اصلی حزب الله مقاومت در برابر اسرائیل است. عابدین سپس گفت این ساده انگاری است که تصور کنیم میقاتی مهره ی سوریه، حزب الله، یا ایران است. عابدین اعتبار دادگاه حریری را زیر سوال برد و گفت به مرور روشن شد که شاهدانی به دادگاه دروغ گفتند.
جاودانفر در تائید عملکرد دادگاه گفت دادگاه متشکل از ۶۱ کشور است و سازمان ملل بر آن نظارت می کند. او گفت آنها بهترین متخصصان را جمع کردند تا تمام مکالمات تلفن های همراه نزدیک حریری در هنگام ترور او را شنود کنند و رد پای افراد مرتبط با حزب الله را پیدا کردند. جاودانفر افزود شیخ حسن نصر الله عقیده اش این است که این دادگاه باید متوقف شود چون حس کرده که افرادی از حزب الله مظنون هستند. وقتی عابدین گفت سیاست های آمریکا در افزایش محبوبیت حزب الله تاثیر مهمی داشته است جاودانفر یادآوری کرد که حزب الله ۲۴۰ سرباز آمریکایی را در سال ۱۹۸۳ در بیروت به قتل رساند، رئیس سی آی ای در بیروت را گروگان گرفت، و بعد از اینکه اسرائیل طبق قطعنامه ی ۴۲۵ از اراضی لبنان خارج شد دست به حملاتی شدید به اسرائیل زد. جاودانفر نتیجه گرفت همه این ها روابط حزب الله و آمریکا را تیره کرد و اینطور نیست که حزب الله تمام محبوبیتش را مدیون سیاست های آمریکا است. جاودانفر گفت حزب الله پس از اخراج مسول امنیت فرودگاه که وابسته ی حزب الله بود و به نقش داشتن در ترور شخصیت های سیاسی لبنان مظنون بود با سوء استفاده از نیروی نظامی اش در بیروت ۹۰ نفر از هموطنان لبنانی اش را کشت و همان قدرت نمایی تبدیل شد به قدرت سیاسی بیشتر و توافق دوحه و قدرت وتو در دولت. جاودانفر گفت حزب الله سالانه میلیون ها دلار از ایران می گیرد و در میان شیعیان پخش می کند و طبیعی است از محبوبیت در میان مردم برخوردار باشد. عابدین گفت من فکر نمی کنم حزب الله در پی افزایش نفوذش در حد در دست گرفتن دولت باشد و نمی خواهد نقش برجسته ای پیدا کند. به اعتقاد او حزب الله برای آمریکا یک تهدید مستقیم نیست و دشمنی ای در سیاست های اش در این باره ندارد. عابدین گفت حزب الله پس از شکست اسرائیل در جنگ سی و یک روزه محبوبیتش افزایش یافت.
جاودانفر با اشاره به سقوط دولت حریری توسط وزرای حزب الله و گرفتن حق وتو در مذاکرات دوحه گفت همه چیز حاکی از برجسته تر شدن نقش حزب الله است. درباره ی جنگ سی و یک روزه ی اسرائیل با حزب الله جاودانفر خاطر نشان کرد که حزب الله و لبنان ۱۵ میلیارد دلار از جنگ خسارت دیدند اما اسرائیل تنها ۱ میلیارد دلار خسارت دید و حسن نصرالله بعدتر از دست زدن به جنگ ابراز پشیمانی کرد.
مسعود کردپور، روزنامه نگار مستقل، از کردستان، به افق گفت حزب الله به عنوان حزب اکثریت اینکی با آزمونی متفاوت از شرایطش در حزب اپوزیسیون روبروست و باید دید چگونه از این فرصت برای استقرار امنیت استفاده می کند.

پنج شنبه فاطمه حقیقت جو و ایرج ادیب زاده به یک بحث داغ روز پرداختند و مسائل حول و حوش تاسیس وزارت جدید ورزش و جوانان را مورد بررسی قرار دادند.
حقیقت جو گفت تنها دلیل عمده ی مجلس برای ایجاد چنین وزارتخانه ای که در تناقض با طرح کوچک کردن دولت و کاهش وزارتخانه ها از ۲۱ به ۱۷ قرار دارد نظارت بیشتر مجلس بر ورزش است؛ چرا که در شرایط فعلی مجلس نمی تواند معاونین رئیس جمهور و روسای فدراسیون ها را برای پرسش و تذکر و استیضاح فرا بخواند.
ادیب زاده گفت ایجاد یک وزارتخانه برای ورزش یکی از ضروری ترین مسائل است و وضعیت فدراسیون فوتبال که باعث شده فوتبال ایران در تمام رده ها در یک سال گذشته شکست بخورد شاهد این مدعاست. ادیب زاده در عین حال گفت اما، ورزش فقط مختص جوانان نیست و این تلفیق شرایط بغرنجی ایجاد کرده است. ادیب زاده گفت در آمریکا دولت هیچ بودجه ای برای ورزش ندارد و اصلا وزارتخانه ای برای آن وجود ندارد از همین رو ورزش سیاسی نشده است. او افزود در فرانسه حدود صد سال است که وزارت ورزش وجود دارد و اتفاقا سال گذشته در فرانسه وزارت ورزش و جوانان را از هم جدا کردند چرا که فهمیدند چقدر مساله ی ورزش اهمیتی گسترده تر پیدا کرده است. ادیب زاده با اشاره به وزیر ورزش فرانسه گفت او خانمی است که دوازده بار قهرمان کاراته ی جهان و فرانسه شده و تحصیلات مدیریت نیز دارد؛ از این رو ادغامی درست از یک ورزشکار و یک فرد با اشراف به مسولیت های مدیریتی است.
حقیقت جو با برشمردن سابقه ی تلفیق سازمان ها و وزارتخانه ها در ایران چون وزارتخانه های کشاورزی و جهاد سازندگی و وزارت رفاه و وزارت صنایع گفت برغم پاره ای مشکلات این تلفیق ها و کوچک کردن دولت مجموعا موفق بوده است. حقیقت جو یادآوری کرد مشکل در اینجاست که دولت به مساله ی جوانان ایدئولوژیک نگاه می کند. از این روست که در برنامه ریزی برای اوقات فراغت جوانان مشکل دارد و از سوی دیگر دولت در فدراسیون ها زیاد دخالت می کند و فدراسیون ها را به ستوه آورده است.
در واکنش به صحبت های ناصر دانشجو از ایران حقیقت جو تصریح کرد که درست است که دولت احمدی نژاد در برابر مجلس پاسخگو نبوده و این مجلس هم زیر فشار دولت به وزیرانی رای اعتماد داده اما، داشتن فرآیند تائید صلاحیت وزیر و استیضاح بهتر از شرایط قبلی است. ادیب زاده در پایان گفت طرح ایجاد چنین وزارتخانه ای پیش از انقلاب هم مطرح بود ولی مشکل یکپارچه کردن ورزش بود مشکلی که امروز نیز وجود دارد و هر فدراسیونی ساز خودش را می زند.

۱۳۸۹ بهمن ۵, سه‌شنبه

مصاحبه اختصاصی افق با جاناتان پاریس، نویسنده ی گزارش چشم انداز ایران

سیامک دهقانپور:
«سیاست تعامل و تحریم پرزیدنت اوباما را چگونه ارزیابی می کنید؟»
جاناتان پاریس:
«تا حدودی موفقیت آمیز بوده است. فشار اقتصادی بر بانک ها و شرکت های ایرانی در دوبی که به سختی می توانند مبادلات ارزی و تجاری انجام دهند کاملا محسوس است. اوباما در این که حکومت ایران را تا حدودی به چهره ای منفور در جهان بدل کند موفق بوده است و شرایط خوشایندی برای مردم ایران نیست که ببینند سیاست های دولتشان از آنها چهره ای منفی در جهان معنکس کرده است.»
سیامک دهقانپور:
«شما در گزارش خود استدلال می کنید که سیاست اقتصادی احمدی نژاد برای ایران فاجعه بار بوده است اما، منجر به توقف برنامه ی هسته ای نخواهد شد. چطور؟»
جاناتان پاریس:
«به باور من اقتصاد در روند تصمیم گیری رهبری رژیم مشخصا آیت الله خامنه ای نقش تعیین کننده ای ندارد. اتفاقا خامنه ای از تحریم های بیشتری که ایران را بسوی خودکفایی اجباری سوق دهد استقبال می کند زیرا امکان فشار خارجی و ضربه پذیری نظام را کم می کند. البته بقای رژیم الویت نخست است از این منظر که سوءمدیریت اقتصادی توام با حذف یارانه ها و فشار تحریم ها می تواند به نارضایی عمومی دامن بزند. عده ای امیدوارند فشار کمرشکن اقتصادی بتواند رژیم را به مصالحه با جامعه ی بین المللی وادارد.»
سیامک دهقانپور:
«دولت احمدی نژاد اصلاح نظام بانکی و مالیاتی را در دست دارد تا چه حد موفق خواهد شد منابع مالی مورد نیازش را از تغییر سیستم مالیاتی تامین می کند؟»
جاناتان پاریس:
«آخرین باری که سعی کردند مالیات بر ارزش افزوده را افزایش دهند بازاریان در برابر دولت ایستادند دست به اعتصاب زدند و حکومت مجبور به عقب نشینی شد. تصور نمی کنم با توجه به وضعیت اقتصادی کنونی بازار بتواند حدود چهل میلیارد دلاری را که دولت امیدوارست از طریق تغییر سیستم مالیاتی بدست آورد تامین کند. بخش های سودآور اقتصاد ایران در دست سپاه است و بازار بیشترین لطمه را می بیند انتظار تحقق چنین خواستی غیرواقعی بنظر می رسد.»
سیامک دهقانپور:
«فکر می کنید مشکل در ارتباط با این است که نه مشوق ها و نه مجازات ها چندان چشمگیر نیستند؟»
جاناتان پاریس:
«همانطور که پرزیدنت اوباما در سخنرانی وضعیت سالانه ی کشور به کنگره تصریح کرد آمریکا به سوی شدت عمل بیشتر در برابر ایران گام برمی دارد. تابستان گذشته در تهران کسی فکر نمی کرد دیگر تحریمی در کار باشد اما چنین شد. الان مقامات ایران گونه ای دیگر می اندیشند. تاکید رئیس جمهور در سخنرانی اش بر اجرای دقیق تحریم و تشدید آن ممکن است تهران را در مسیر مصالحه قرار دهد. این آزمونی است که باید پیش از رفتن به مرحله ی بعدی مورد سنجش قرار داد.»
سیامک دهقانپور:
«شما در گزارش از وضعیت منطقه هم صحبت می کنید. وقتی به وضعیت تونس و لبنان و منطقه فکر می کنید آیا رابطه ای میان ساعت تحولات منطقه و ساعت تحولات در ایران می بینید؟»
جاناتان پاریس:
«جالب است من در گزارش از ساعت برنامه ی هسته ای و ساعت تحولات داخلی ایران صحبت می کنم شما یک ساعت تحولات منطقه را هم افزودید. آفرین. پرسش بسیار خوبی است. تونس تاثیری بنیادی بر تمام دیکتاتوری های منطقه خواهد گذاشت. لیبی در همسایگی با شرایط نسبتا مشابهی یک نمونه است. وقتی مردم لیبی می بینند قذافی از بن علی حمایت می کند و بن علی کشورش را ترک می کند نسبت به رهبری کشورشان دچار تردید می شوند. ممکن است فعلا نتوان انتظار خاصی از مردم لیبی داشت اما، روی جنبش سبز می توان حساب کرد. فکر می کنم جنبش سبز صدای تونس را می شنود. فکر می کنید احمدی نژاد خیراندیش تر از بن علی است. بنظر من رویکرد نقض حقوق بشر و سیاست اقتصادی احمدی نژاد بسیار بدتر از بن علی است. مشکل بیکاری در تونس وجود دارد ولی اقتصاد تونس از اقتصاد احمدی نژاد وضعیت بهتری دارد. مشکل این است که متاسفانه بخشی از بسیج و سپاه در خیابان های ایران به برادران و خواهران خود شلیک کردند اتفاقی که در تونس رخ نداد. اگر رویکردی که نیروی امنیتی تونس داشت از سوی نیروهای امنیتی ایران شاهد بودیم معلوم نبود شاید احمدی نژاد هم در هواپیمایی عازم دوبی بود.»

افق، سه شنبه، پنجم بهمن، بیست و پنجم ژانویه، بخش اول

افق، سه شنبه، پنجم بهمن، بیست و پنجم ژانویه، بخش دوم

۱۳۸۹ بهمن ۴, دوشنبه

مصاحبه افق با سفیر آمریکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی

مصاحبه اختصاصی افق با گلن دیویس، سفیر آمریکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی:

سیامک دهقانپور:
«آقای سفیر، مواضع اخیر رئیس جمهوری آمریکا از موج جدید تحریم و فشار حکایت دارد؟»
گلن دیویس:
«این بستگی بسیار به رفتار و واکنش ایران و نحوه ی استفاده از فرصت تعامل و سرعت عمل در این تعامل دارد. آنچه که ما از ایران انتظار داریم ارائه ی نشانه ی قوی از تمایل به رفع نگرانی های جامعه ی جهانی است. این راه خروج ایران از زیر تحریم های شورای امنیت و پیوستن کامل به جامعه ی بین الملل است. این امر بسود همه است.»
سیامک دهقانپور:
«آیا هنوز امیدوارید ایران غنی سازی اورانیوم را متوقف کند؟»
گلن دیویس:
«آنچه که اکنون مهم است تعامل با ایران است اما، بله. رعایت و احترام به قطعنامه های متعدد شورای امنیت و آژانس بین المللی انرژی اتمی در راستای عمل کامل ایران به تعهداتش بسود آن کشور است. اگر ایران اجازه دهد بازرسان به تمام تاسیسات هسته ای و متخصصین اش دسترسی داشته باشند روند حل و فصل پرسش های بی پاسخی که ده سال است مطرح اند آغاز خواهد شد.»
سیامک دهقانپور:
«مقامات ایران می گویند جامعه ی جهانی نهایتا با غنی سازی اورانیوم در ایران کنار خواهد آمد. در چه شرایطی پنج بعلاوه ی یک و آمریکا ادامه ی غنی سازی را خواهند پذیرفت؟»
گلن دیویس:
«یکی از مشکلات تعامل با ایران همین است که زود به پله ی بعدی می پرند و از آنچه که آخر سر ممکن است رخ دهد صحبت می کنند. آنچه که ما در پی آن هستیم یک روند گام به گام گفتگو با ایران و اتخاذ اقداماتی از سوی ایران با هدف نمایش جدیت در تعامل است. می خواهیم دریابیم ایران می فهمد که باید به همسایگانش و جهان اطمینان دهد که هدفش از برنامه ی هسته ای چیست. ما همه باید در مسیر جهانی عاری از جنگ افزار هسته ای گام برداریم.»
سیامک دهقانپور:
«آیا برای شما غنی سازی اورانیوم در ایران معادل تولید بمب اتم است؟»
گلن دیویس:
«نه. درخواست تعلیق غنی سازی ناشی از قصور ایران در همکاری با آژانس و جامعه ی جهانی طی هفت هشت سال گذشته است. اگر ایران غنی سازی را تعلیق کند گامی بسیار عالی خواهد بود اما، هیچ کس بطور واقع بینانه در این مرحله انتظار چنین اقدامی را ندارد. از این رو ما انتظار چندانی در این باره از مذاکرات استانبول نداریم. تمام آنچه که ما می خواهیم حفظ تعامل و ادامه ی مکالمه و دریافت پیامی صریح برای همکاری است.»
سیامک دهقانپور:
«آیا امیدی به توافق بر سر مبادله ی اورانیوم برای رآکتور تهران وجود دارد. ایران مدعی است چهل کیلوگرم اورانیوم غنی شده با غلظت بیست درصد تولید کرده و استانبول فرصت آخر غرب برای مبادله است؟»
گلن دیویس:
«آخرین فرصت برای مبادله ی سوخت بیشتر شبیه عنوان فیلم های وسترن کابویی است. این ها لفاظی و ژست گرفتن است. پیشنهاد مبادله سوخت برای رآکتور تهران حدود پانزده ماه پیش ارائه شد که ایران آن را رد کرد. ممکن است در این باره نتایجی گرفته شود اما، این در کانون مذاکرات استانبول قرار ندارد. پرسش و چالش بزرگتر و گسترده تر دلیل عدم همکاری ایران با آژانس است.»
سیامک دهقانپور:
«مشکلات تکنیکی که گفته می شود ایران در نتیجه ی حمله ی استاکس نت با آن روبروست تا چه حد جدی است و چطور بر نحوه ی حضور ایران در مذاکرات تاثیر می گذارد؟»
گلن دیویس:
«روشن است که ایران در نطنز با مشکلات فنی دست به گریبان است. جای پرسش نیست که واقعا نمی توانند تمام سنتریفیوژهای غنی سازی اورانیوم را فعال نگاه دارند. نمی دانم علت چیست ولی بنظرم دلایل متعددی دارد و انعکاس توفیق و تاثیر تحریم هاست. این تحول مثبتی است زیرا فرصتی برای دیپلماسی در اختیار ما قرار می دهد.»
سیامک دهقانپور:
«نقش ترکیه به عنوان میزبان را در مذاکرات استانبول چگونه می بینید؟»
گلن دیویس:
«ما خیلی خوشنودیم که ترکیه میزبانی مذاکرات با ایران را در استانبول برعهده گرفت. ترکیه نقش بسیار مثبتی ایفا می کند و مدتی است پیام می فرستد که منافعی واقعی در حل و فصل مشکل ایران دارد. امیدوارم این تلاش ها به تغییر رفتار ایران منجر شود.»
سیامک دهقانپور:
«سعید جلیلی، مذاکره کننده ی ارشد اتمی ایران، مدعی است که رابطه ای میان تحریم های بین المللی و ترور دانشمندان ایرانی وجود دارد. واکنش شما چیست؟»
گلن دیویس:
«من فکر می کنم او تصویر تاریکی از مساله ای که مبنای چندانی ندارد ارائه می کند. تحریم های شورای امنیت راههای مسالمت آمیز دیپلماتیک برای حل یک مشکل اند و هدف از آن ها پرهیز از درگیری و وارد شدن چالش به مرحله ای غیرقابل حل و خطرناک است. این یک نتیجه گیری حیرت آور و دور از باور است که تحریم ها را با اقدامات تروریستی برای کشتن دانشمندان هسته ای ایران که ما آن را محکوم می کنیم مرتبط دید. مهم این است که تحریم و فشار در بازگرداندن ایران به میز مذاکره پس از یک سال مقاومت تهران برای حل دیپلماتیک مساله نقش مثبتی بازی کرد.»

افق، دوشنبه، چهارم بهمن، بیست و چهارم ژانویه، بخش دوم

افق، دوشنبه، چهارم بهمن، بیست و چهارم ژانویه، بخش نخست

۱۳۸۹ بهمن ۳, یکشنبه

آماده برای هفته ی سوم افق

دوشنبه، چهارم بهمن، بیست و چهارم ژانویه، ساعت هشت و پانزده دقیقه ی شب به وقت تهران:

دلایل شکست مذاکرات استانبول.
گلن دیویس، سفیر آمریکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی، وین.
دکتر عباس میلانی، مدیر مرکز مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد، از مدیران پروژه دموکراسی ایران در موسسه ی هوور.
دکتر رسول نفیسی، استاد جامعه شناسی دانشگاه استریر ویرجینیا.

سه شنبه، پنجم بهمن، بیست و پنجم ژانویه، ساعت هشت و پانزده دقیقه ی شب به وقت تهران:
طرح اصلاح نظام بانکی و مالیاتی در ایران.
جاناتان پاریس، نویسنده ی گزارش «چشم انداز ایران».
بورقان نظامی، استاد اقتصاد دانشگاه رایس، هیوستون تکزاس.
حسن منصور، استاد اقتصاد دانشکده ی آمریکایی اقتصاد و تجارت، از لندن.

چهارشنبه، ششم بهمن، بیست و ششم ژانویه، ساعت هشت و پانزده دقیقه ی شب به وقت تهران:
حزب الله، لبنان، و نقش ایران در منطقه.
مئیر جاودانفر، مدیر مرکز تجزیه و تحلیل سیاسی و اقتصادی خاورمیانه، از نویسندگان کتاب «ابوالهول هسته ای»، از تل آویو.
ماهان عابدین، مدیر تحقیق مرکز مطالعات تروریسم در لندن.

پنج شنبه، هفتم بهمن، بیست و هفتم ژانویه، ساعت هشت و پانزده دقیقه ی شب به وقت تهران:
تلفیق سازمان ملی جوانان و سازمان تربیت بدنی توسط مجلس و ایجاد وزارتخانه ی جدید ورزش و جوانان در دولت احمدی نژاد.
فاطمه حقیقت جو، نماینده ی پیشین مجلس شورای اسلامی ایران.
ایرج ادیب زاده، روزنامه نگار و تحلیلگر ورزشی.

۱۳۸۹ بهمن ۲, شنبه

نگاهی به هفته ی دوم افق

دو هفته از تولد افق گذشت. با عبور از مرحله ی فشار ناشی از راه اندازی برنامه در روزهای نخست اینک پا به مرحله حفظ حال و هوای فعلی ضمن ارتقاء کیفی برنامه گذاشته ایم. افق تنها هشت روز پس از قدم گذاشتن به جهان بحث جمع های بسیاری است. پیشنهادهای شما برای موضوع برنامه یا درخواست دعوت از کارشناسان و مهمان های مورد علاقه تان بسیار انرژی بخش و دلگرم کننده است. بدون نگاه شما اصلا افقی قابل دیدن نیست چه باز چه بسته. انتظارات روز به روز بیشتر و مسولیت سنگین تر می شود. من و همکارانم تمام تلاش مان این است که هر روز و هر هفته با دستی پر به سوی شما بیایم. استقبال از هفته ی گذشته کم از هفته ی اول نداشت.


دوشنبه بحث میان دکتر میلانی و دکتر نفیسی بحث گرمی بود. آقای نفیسی به این اشاره کرد که نگرانی اسرائیل از برنامه ی هسته ای ایران این نیست که ایران بر روی اسرائیل بمب اتم بیاندازد چون با توجه به توان اتمی اسرائیل هیچ دیوانه ای این کار را نمی کند بلکه نگرانی اسرائیل امنیت منطقه ای اش و این است که یک تهدید دائمی از طریق حزب الله و حماس در همسایگان عرب اش می تواند آینده ی پیشرفت اقتصادی و تکنولوژیک اسرائیل را از طریق یک تهدید فرسایشی به مخاطره بیاندازد. به باور نفیسی هدف اسرائیلیان بقا است تا دست اندازی به کشوری دیگر. نفیسی یادآور شد که تنها تهدیدهای احمدی نژاد نبود که مایه ی نگرانی اسرائیل شد بلکه اشاره ی رفسنجانی نیز پیش از آن اسرائیلیان را نگران کرده بود.
دکتر میلانی گفت اسرائیلی ها بین اعراب و ایران خیلی تفاوت قائل اند و نگرانی از جنگ فرسایشی به قبل از کمپ دیوید بر می گردد و این خطر اینک کمتر شده است. همانطور که در اسناد ویکی لیکس نگرانی اعراب از ایران کاملا منعکس شده است.
نفیسی یادآوری کرد که بعد از کمپ دیوید فقط مصر بود که با اسرائیل رابطه برقرار کرد و نگرانی ها نه تنها افزایش یافت بلکه شاهد ایجاد حزب الله و حماس در غزه بودیم.
نفیسی و میلانی در این باره که آیا جمهوری اسلامی می تواند بدون اعتماد مردم در ایران اعتماد بین المللی را نسبت به فعالیت های هسته ای اش جلب کند اختلاف نظر داشتند. نفیسی تصریح کرد رژیم های دیکتاتوری نیاز به حمایت مردمی در این گونه برنامه ها ندارند اما، میلانی گفت جمهوری اسلامی بدون حمایت مردم حتما موفق نخواهد بود در صحنه ی بین المللی اعتمادسازی کند.

سه شنبه بحث جالبی بود با دکتر رضا قریشی و ریحانه مظاهری درباره ی تبعات اجرای هدفمندسازی یارانه ها پس از یک ماه در بخش انرژی. دکتر قریشی تاکید داشت اقتصاد ایران در خدمت سیاست قرار دارد و از این رو تا مشکلات سیاسی جمهوری اسلامی با آمریکا و جامعه ی جهانی حل نشود مشکلات اقتصادی با توجه به تحریم ها روز به روز پیچیده تر می شود. ریحانه مظاهری یادآوری کرد که مراکز تولیدی بیشترین ضربه را از افزایش بهای سوخت و انرژی متحمل شده اند و هنوز خیلی زود است در باره ی تبعات مثبت حذف یارانه ها از جمله کاهش مصرف سوخت صحبت کرد. مظاهری گفت ضربه ی جدی به خودروسازی ها وارد خواهد شد زیرا تولیدات داخلی از نظر مصرف بهینه سوخت قادر به رقابت با خودروهای وارداتی نیستند. به باور مظاهری هدفمندسازی یارانه ها آن تقسیم عادلانه ی ثروتی نیست که احمدی نژاد وعده داد. دکتر قریشی تاکید کرد تا زمانی که تولید و ارزش افزوده ایجاد نشود وضعیت به همین منوال و اقتصاد کماکان نفتی خواهد بود. او پیشنهاد کرد ایران با استفاده از امکانات ترانزیتی و نیروی انسانی متخصص، و ایجاد بندرهای آزاد شرایط اقتصادی کشور را دگرگون کند. به اعتقاد قریشی ارز هم باید به قیمت واقعی اش نزدیک شود.

چهارشنبه دکتر فرخ زندی و ژاله وفا لایحه ی برنامه ی پنج ساله ی پنجم توسعه را زیر ذره بین اقتصادی گذاشتند. به باور آنها تعیین هدف هایی چون افزایش نرخ رشد به ۸ درصد و کاهش نرخ بیکاری به ۷ درصد و جذب ۱۵۵ میلیارد دلار سرمایه ی شامل ۹۰ میلیارد دلار سرمایه ی خارجی و ۶۵ میلیارد دلار سرمایه ی داخلی در بخش انرژی طی پنج سال آتی یک شعار است تا چیزی حتی نزدیک به واقعیت. آمار نشان می دهد ایران بطور متوسط سالانه حدود دو میلیارد دلار سرمایه خارجی جذب کرده است در صورتی که در این طرح صحبت از ۹۰ میلیارد دلار سرمایه ی خارجی طی پنج سال است. یعنی سالی ۱۸ میلیارد دلار.
ژاله وفا گفت مدیرعامل شرکت نفت اخیرا گفت در بهترین سال فروش نفت ایران در ۱۳۸۷ که ایران ۷۸ میلیارد دلار درآمد داشت تنها ۳۰ درصد از این درآمد که با کسر عوارض و مالیات در واقع ۱۳ درصد بوده است برای صنعت نفت هزینه شده است. وفا نتیجه گرفت این نشان می دهد حتی تامین ۶۵ میلیارد دلاری که قرار است طی پنج سال یعنی سالی ۱۳ میلیارد دلار از محل داخلی جذب صنعت نفت شود تقریبا ناممکن است. وفا یادآور شد از سال ۱۳۷۲ تا کنون تنها ۳۴ میلیارد دلار سرمایه گذاری انجام شده یعنی در برنامه ی چهارم توسعه هم عقب هستیم.
دکتر زندی گفت سالی ۹ میلیارد دلار باید در چاههای نفت هزینه شود تا سطح فعلی تولید را حفظ کنیم در حالی که ۳ میلیارد دلار بیشتر هزینه نمی کنیم. زندی درباره ی اینکه آیا چین می تواند در این بین ایران را کمک کند و آیا تحت فشارها میان اقتصاد آمریکا و ایران مجبور به انتخاب خواهد شد گفت چین بیش از صد میلیارد دلار مازاد موازنه ی تجاری با آمریکا دارد در حالی که ۶ میلیارد دلار کل صادرات چین به ایران است از این رو بحثی در این نیست که تحت فشار آمریکا در شرایط لازم به راحتی ایران را ترک خواهد کرد.

پنج شنبه با عبدالعلی بازرگان و مراد ویسی نگاهی داشتیم به نهضت آزادی از مهدی بازرگان تا ابراهیم یزدی.
عبدالعلی بازرگان در پاسخ به این پرسش که چرا مهدی بازرگان پس از استعفا از دولت موقت دوباره تصمیم به شرکت در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری گرفت در شرایطی که می دانست نمی تواند با روحانیت تکیه کرده به قدرت و آیت الله خمینی کار کند گفت مهدی بازرگان به انتخابات به عنوان فرصتی برای ابراز دیدگاهها و بیان مخالفت ها نگاه می کرد و در پی قدرت نبود زیرا می دانست با توجه به سایه ی ولایت فقیه بر کشور نمی توان کاری از پیش برد.
فرزند مهندس بازرگان و عضو ارشد نهضت آزادی که چون پدر مرحومش از مفسران قرآن است گفت مهندس بازرگان مطلقا اعتقاد نداشت که حکومت دینی باید برپا شود و قبول نداشت که دینداران و روحانیت از امتیاز خاصی برخوردارند. او تصریح کرد که پدرش تفکیکی میان احکام و موضوعات قائل بود و باور داشت حکومت و اداره ی جامعه امری صد در صد مردمی است و اسلام در مورد آن دستوری ندارد.
مراد ویسی با اشاره به سوابق تاریخی گفت حذف رجال سیاسی منجر به استبداد می شود؛ اتفاقی که در آغاز دهه ی چهل، در ابتدای دهه ی شصت و دهه ی هشتاد تکرار شد. ویسی یادآور شد بازرگان در دادگاه پیش از انقلاب در دفاع از نهضت ازادی گفت به شاه بگویید ما آخرین گروهی هستیم که بر اساس قانون اساسی مشروطه و به شکل مسالمت آمیز مبارزه می کنیم. مراد ویسی همچنین گفت در۲۰ مرداد سال ۶۲ هم بازرگان در نطقی در مجلس شورای اسلامی نسبت به خطر بازتولید استبداد هشدار داد اتفاقی که بسرعت رخ داد و در این روزها هم شاهد آن هستیم.
عبدالعلی بازرگان تاکید کرد تاریخ معاصر ایران نشان داده وقتی راههای مسالمت آمیز اعتراضی از سوی حکومت بسته شود راههای دیگری گشوده می شود و مردم واکنش خشونت بار نشان می دهند.

۱۳۸۹ دی ۲۶, یکشنبه

آماده برای هفته ی دوم افق

هفته ی دوم افق در راه است.


دوشنبه، بیست و هفتم دی، هفدهم ژانویه ۲۰۱۱، ساعت هشت و پانزده دقیقه شب به وقت تهران:
پیامدهای بین المللی، منطقه ای، و داخلی تور هسته ای ایران بدون حضور قدرت های بزرگ.
دکتر عباس میلانی، مدیر مرکز مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد، از مدیران پروژه دموکراسی ایران در موسسه هوور؛ و دکتر رسول نفیسی، استاد جامعه شناسی دانشگاه استریر ویرجینیا.

سه شنبه، بیست و هشتم دی، هیجدهم ژانویه ۲۰۱۱، ساعت هشت و پانزده دقیقه شب به وقت تهران:
اقتصاد در خدمت سیاست: نگاهی به اجرای هدفمندسازی یارانه ها در بخش انرژی؛ تاکید بر مصرف در برابر تولید.
دکتر رضا قریشی، استاد اقتصاد و تجارت بین الملل کالج استاکتن نیوجرسی، و ریحانه مظاهری، خبرنگار بخش فارسی یورونیوز، روزنامه نگار اقتصادی روزنامه های یاس نو، اعتماد ملی، و کارگزاران.

چهارشنبه، بیست و نهم دی، نوزدهم ژانویه ۲۰۱۱، ساعت هشت و پانزده دقیقه شب به وقت تهران:
لایحه برنامه پنجم توسعه: افزایش نرخ رشد اقتصادی و کاهش نرخ بیکاری در ایران.
دکتر فرخ زندی، استاد اقتصاد دانشگاه یورک کانادا، سرپرست شورای هماهنگی شبکه ی سکولارهای سبز ایران؛ و ژاله وفا، تحلیلگر اقتصادی و عضو هیات تحریریه روزنامه انقلاب اسلامی در هجرت، فعال سیاسی، محقق و پژوهشگر.

پنج شنبه، سی ام دی، بیستم ژانویه ۲۰۱۱، ساعت هشت و پانزده دقیقه شب به وقت تهران:
نهضت آزادی از مهدی بازرگان تا ابراهیم یزدی.
عبدالعلی بازرگان، روزنامه نگار، عضو ارشد نهضت آزادی، سردبیر روزنامه میزان ارگان نهضت آزادی در سال ۱۳۵۸ و مدیرمسول فصلنامه فرا راه در سال ۱۳۸۰، نویسنده آثار سیاسی و مذهبی بسیار از جمله در بستر اصلاحات و نوگرایی دینی؛ و مراد ویسی، روزنامه نگار سیاسی رادیو فردا، فارغ التحصیل علوم سیاسی از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، مدرس پیشین دانشکده ی خبر تهران، دبیر پیشین کمیته دفاع و امنیت دفتر سیاسی مرکز پژوهش های مجلس ششم، سردبیر، مسول یا عضو شورای سردبیری روزنامه ی نوروز، یاس نو، وقایع اتفاقیه، اقبال، سرمایه، مشارکت، و سلام.

مهمانان ویژه افق:
این هفته گفتگویی اختصاصی خواهیم داشت با گلن دیویس، سفیر آمریکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی؛ و جیمی وبستر، کارشناس انرژی و اقتصاد موسسه پی اف سی انرژی؛ همچنین مایکل مک فال، مشاور پرزیدنت اوباما در امور روسیه، به پرسش های افق پاسخ خواهد داد.

۱۳۸۹ دی ۲۵, شنبه

نگاهی به هفته ی اول افق

یک هفته از دیدن افق گذشت. استقبال از برنامه واقعا برایم حیرت آور بود. تائیدی بر نیاز به ارائه ی یک برنامه ی تحلیلی جدی با شکلی تازه. برای مشکلات و نقصان های فنی و اشتباه در حرکات دوربین خیلی نگران نیستم زیرا به مرور زمان به حداقل می رسد آنچه که باقی می ماند محتوای قوی و تحلیل های تازه در فرمی پر تحرک است. افق در حالی متولد شد که گروهی از بینندگان از کوتاه شدن زمان بعضی برنامه ها و تغییر ساعات دلخور بودند. این دلخوری به افق نیز منعکس شد. هیچ کس از داشتن زمان بیشتر برای برنامه اش بدش نمی آید اما، آنچه که اکنون مهم است تطبیق خود با ظرف موجود است. خاطر هم هست که بسیاری از همکاران من برای ارائه ی محتوای قوی در یک برنامه روزانه ی یک ساعته با چالش جدی روبرو بودند. آنچه که افق در پی آن است نگاه دقیق و موجز و پرهیز از اطاله ی کلام. نگاهی به رسانه های معتبر بین المللی نشان می دهد که بلندپایه ترین شخصیت های سیاسی جهان در پاسخ به دشوارترین پرسش ها بیش از یک تا دو دقیقه حرف نمی زنند. کارشناسان سیاسی برجسته حتی برای این کار دوره می بینند تا در کوتاه ترین زمان ممکن نقطه نظر خود را به درستی منتقل کنند. امروزه همه می دانند که تلویزیون محل سخنرانی نیست خصوصا در شرایطی که مخاطب گزینه های بسیاری در دست دارد و در صورتی که حوصله نکند کانال را عوض می کند. خوشبختانه توافق من با مهمانان برنامه درباره ی موجز گویی نتیجه ی نسبتا مثبتی داشت. روز اول و دوم برای اینکه بخش فنی هنوز به سرعت و شکل برنامه خو نکرده بود سعی کردم از فی البداهه عمل کردن پرهیز کنم و بر طبق متنی که از پیش برای کارگردان تعیین کرده بودم جلو برویم اما، در دو روز بعد این امکان را بیشتر تجربه کردم و سوال های تکمیلی از کارشناسان پرسیده شد.


دوشنبه بحث میان دکتر میلانی و دکتر نفیسی بر سر اینکه آیا سیاست خارجی دولت اوباما زیر فشار جمهوریخواهان تغییر خواهد کرد و آیا واشنگتن به سیاست دوره ی بوش در برابر ایران باز می گردد بحث جالبی در گرفت؛ بویژه آنجا که دکتر میلانی از برنامه ی شاه برای غنی سازی اورانیوم در ایران و مجاب کردن غرب و آمریکا به این امر اشاره کرد که در کتاب شاه خود او آمده است. میلانی تاکید داشت سیاست خارجی را دولت اوباما تعیین می کند و نفیسی می گفت روشن نیست جمهوریخواهان تندرویی که وارد کنگره شده اند دقیقا چه رویکردی را در برابر ایران در پیش خواهند گرفت ولی احتمال دارد همانطور که هدلی به افق گفت به سوی تحریم نفت ایران گام بردارند.
مصاحبه ی با استیون هدلی هم بسیار فرصت جالبی بود. پس از پایان مصاحبه و خاموش شدن دوربین دقایقی را به بحث خصوصی درباره ی گزارش جنجالی سال ۲۰۰۷ اطلاعات ملی آمریکا درباره ی ایران پرداختیم و هدلی نکاتی را از مذاکرات پشت پرده در کاخ سفید گفت که برایم بسیار تازگی داشت.
نظر مسعود کردپور از داخل ایران درباره ی توجه بیشتر جمهوریخواهان به دموکراسی در منطقه قابل توجه بود.

سه شنبه گفتگوی جالبی میان دکتر بنی صدر و حسین علیزاده بود بر سر اینکه اصولگرایان کیستند و چرا با هم اختلاف دارند. آن دو تعریف نسبتا متفاوتی از اصولگرایی ارائه می دادند و درباره ی جایگاه رهبر جمهوری اسلامی در این میان نگاه قابل توجه ای داشتند. اینکه مبارزه با فساد ادعایی احمدی نژاد گریبان دولت خودش را گرفته است و تاکید دکتر بنی صدر بر اقتصادی که ۴۰ درصدش رانتی است از نقاط عطف گفتگو بود. علیزاده نیز اشاره ی جالبی داشت که این دعواهای اصولگرایان با خاطر آسوده نسبت به جراحی اصلاح طلبان از بدنه ی ساختار سیاسی صورت می گیرد و تاکید داشت که صحبت های حاکی از ائتلاف اصولگرایان با اصلاح طلبان بیشتر یک شعار است چون آن گروه درون مجلس را اصلاح طلب به معنای واقعی کلمه نمی داند.
یک دانشجو از ایران به افق گفت آیت الله خامنه ای با ایجاد این اختلافات قابل کنترل قصد سرگرم کردن نهادهای زیر نظرش را دارد.
بهترین پاسخ به پرسش برنامه ی دوشنبه را امین نوشت و گفت هیچ سیاستی در برابر ایران تغییر نمی کند مگر زمانش برسد.

چهارشنبه شاید یکی از داغ ترین بحث های هفته ی اول بود. دکتر رامین جهانبگلو و رامین بزرگیان برای اولین بار بود که در برابر دوربین صدای آمریکا ظاهر می شدند. اینکه آیا می توان بی خشونت به دموکراسی در ایران دست یافت از آن پرسش هایی بود که پیش از آغاز برنامه باعث ترافیک در صفحه ی فیس بوک افق شد. بحث موقعی جذابیت بیشتری یافت که بزرگیان از ضرورت از میان بردن ترس میان دولت و مردم و بالعکس و احساس دگربودگی سخن گفت و راه توفیق رویکرد خشونت پرهیز را در همبستگی اجتماعی عنوان کرد. جهانبگلو تاکید داشت اتهاماتی که علیه این رویکرد و خاستگاه آن در خارج از ایران مطرح می شود بی معنی است زیرا ما ایرانیان در فرهنگ خود دارای سرمایه ی اخلاقی و مفاهیمی چون تساهل و تسامح هستیم و در عرفان و اندرزنامه ها فرهنگ خشونت پرهیز داریم که می توانیم در راه فعالیت مدنی از آن بهره بگیریم و نیازی به جین شارپ نداریم. نقطه ی عطف بحث زمانی بود که پرسش امکان وجود یک حکومت خشونت پرهیز مطرح شد. بزرگیان تاکید داشت قانون خشونت را از بین نمی برد بلکه آن را از مردم می گیرد و در دولت جمع می کند و جهانبگلو گفت عشق به قدرت قدرت عشق را نابود می کند اما باید قوانینی داشته باشیم که عادلانه باشد و مثلا قتل و اعدام را از میان ببرد. رابطه ی برخورد دولت با علوم انسانی و درک جامعه ی روشنفکری و دانشجویی از رویکرد خشونت پرهیز نکته ی جالبی بود که بزرگیان به آن اشاره داشت و گفت علوم انسانی مکانیزم سلطه و خشونت را فاش می سازد. جهانبگلو در بخشی از برنامه گفت تجربه ی سی سال گذشته یا شاید صد سال گذشته نشان داده است تمام راههای خشونت آمیز باعث شده ما نتوانیم عدالت اجتماعی را پیاده کنیم. جهانبگلو درباره ی انتخاب آگاهانه ی رویکرد خشونت پرهیز توسط جنبش اعتراضی در ایران گفت شکست ایدئولوژی های راست و چپ و مشی مسلحانه در چند دهه ی گذشته دلیل توجه مردم و بسیاری از شخصیت های سیاسی به رویکرد خشونت پرهیز است.
کوروش زعیم از جبهه ی ملی در ایران هم نگاهی عمیق به کنش و واکنش میان مردم و نیروی سرکوب و سیر باطل چرخه ی خشونت در ایران داشت.
بهترین پاسخ به برنامه ی سه شنبه را دادار داد و گفت ریشه ی اختلافات درونی اصولگرایان در جایگاه اقتصادی متفاوت آنهاست.

پنج شنبه دکتر سهراب رزاقی برای اولین بار جلوی دوربین صدای آمریکا ظاهر می شد و با خانم مهرانگیز کار بحث ریشه ای را درباره ی شیوه ی برخورد حکومت با نهادهای جامعه ی مدنی مورد مداقه قرار دادند. رزاقی گفت شاید در طول پنج شش سال گذشته شمار سازمان های غیردولتی و غیرانتفاعی هشتاد درصد کاهش یافته باشد و به گفته ی او آنچه که امروز وجود دارد جامعه ی مدنی کاغذی است. رزاقی نسبت به لایحه ای در مجلس که توسط دولت ارائه شده و تیرخلاص به پیکره ی جامعه ی مدنی خواهد بود هشدار داد.
مهرانگیز کار تحلیل عمیقی از شیوه ی برخورد با کانون وکلا و تضعیف آن ارائه داد و از تلاش ها برای ائتلاف های سیاسی گروه وکلا با گروههای سیاسی انتقاد کرد.
محمد حسین آقاسی، وکیل و حقوقدان از ایران، تاکید داشت ایجاد تشکل های مدنی بر محور حقوق بشر آنها را به هدفی برای برخورد سیاسی بدل می کند و آنها را از کار خود در دفاع از مدافعان حقوق بشر و دموکراسی باز می دارد. اما به باور رزاقی همین قابلیت حقوق بشر برای محور قرار گرفتن است که باعث شده حکومت چنین برخورد شدیدی با هر گونه انباشت قدرت اجتماعی در هر کجا در دستور کار قرار داده است و حقوق بشر به پدیده ای سیاسی بدل شده است.
بهترین پاسخ پرسش روز چهارشنبه را فرید و شهاب الدین دادند. فرید اشاره داشت که انقلاب ۵۷ نسبتا بدون خونریزی انجام گرفت اما نتیجه اش ولایت مطلقه فقیه شد. شهاب الدین هم نوشت اگر یک قرن هم مبارزات خشونت پرهیز طول بکشد بهتر است تا با خشونت یک سیستم دیگر را سر کار آورد.

با افق از طریق فیس بوک و ای میل در تماس باشید.
ofogh@voanews.com
http://www.facebook.com/pages/Ofogh/113943965346156

۱۳۸۹ دی ۲۴, جمعه

استیون هدلی: تحریم بین المللی باید صادرات نفت ایران را هدف قرار دهد

متن کامل مصاحبه اختصاصی افق با استیون هدلی، مشاور امنیت ملی کاخ سفید در سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹، نماینده ی وزارت دفاع در مذاکرات استارت یک و دو با مسکو، مشاور هیات ویژه بررسی فروش تسلیحات آمریکا به ایران در سال های ۱۹۸۶ تا ۱۹۸۷. هدلی اینک مشاور ارشد امور بین الملل موسسه صلح آمریکا در واشنگتن است و یک موسسه حقوقی با نام رایس هدلی گروپ باتفاق کاندالیزا رایس، وزیر پیشین امور خارجه آمریکا را اداره می کند.

سیامک دهقانپور:
«جمهوریخواهان با بازگشت به قدرت در واشنگتن دولت اوباما را برای تشدید سیاست اش در برابر ایران تحت فشار خواهند گذاشت؟»
استیون هدلی:
«به تصور من حضور جمهوریخواهان در واقع دست رئیس جمهوری را بیشتر باز می گذارد. جمهوریخواهان از تشدید تحریم و فشار تا دست کشیدن رهبری ایران از برنامه جنگ افزار هسته ای اش حمایت می کنند از این رو موقعیت پرزیدنت اوباما تقویت می شود زیرا حمایت قوی جمهوریخواهان در کنگره را با خود خواهد داشت.»
سیامک دهقانپور:
«اما، جمهوریخواهانی هستند که منتقد رویکرد گفتگوی رئیس جمهور با ایران هستند؟»
استیون هدلی:
«دولت اوباما تلاش کرد با ایران تماس و تعامل داشته باشد اما، مشکل این است که ایران صادقانه در این راه پا نگذاشت و این مایه تاسف است. بنظر من گروهی از قانونگزاران جمهوریخواه و همچنین بعضی دموکرات ها رئیس جمهور را برای تشدید تحریم ایران زیر فشار خواهند گذاشت. تحریم ها توجه ایران را به خود جلب کرده و بروشنی موثر بوده است. اما، هنوز در سطحی نیست که رژیم مجبور باشد میان بقای خود و برنامه ی جنگ افزار هسته ای اش یکی را انتخاب کند. آنها نمی توانند هر دو را در داشته باشند. برای رسیدن به آن نقطه تحریم بین المللی باید صادرات نفت و دیگر مسائل را هدف بگیرد. کنگره بویژه جمهوریخواهان احتمالا در این مسیر حرکت خواهند کرد. مشکل این است که ایران در مذاکرات جدیت نشان نمی دهد.»
سیامک دهقانپور:
«شما در آخرین روزهای خدمت خود در کاخ سفید گفتید بزرگترین چالش دولت اوباما در منطقه ایران خواهد بود و تلاش های شما اهرم مناسبی را برای اعمال فشار بر ایران در اختیار آنها قرار داده است. دولت اوباما از آن اهرم برای شکل دهی یک سیاست موثر استفاده کرده است؟»
استیون هدلی:
«من فکر می کنم خیلی خوب کار کردند. آنها در حوزه ی تحریم قطعنامه ی قوی را در شورای امنیت تصویب کردند و کشورهای بسیاری را به اعمال اقداماتی فراتر متقاعد کردند. از این رو بهتر از آن که من انتظار داشتم در تحریم ها عمل کردند. مساله این است که رژیم ایران به اقداماتی تاکتیکی در مذاکرات دست زده اما، تصمیمی استراتژیک برای دست کشیدن از برنامه ی جنگ افزار هسته ای اش نگرفته است و از پیشنهاد جامعه ی جهانی برای برخورداری از حق خود یعنی یک برنامه ی هسته ای صلح آمیز استفاده نمی کند... وضعیتی که هیچکس نمی خواهد در آن درگیر شود انتخاب میان پذیرش یک ایران با مسیری روشن به سوی تولید جنگ افزار هسته ای یا استفاده از نیروی نظامی است. هر دو گزینه های بسیار دشواری اند.»
سیامک دهقانپور:
شما می گویید سیاست خارجی اوباما عناصر مشترک بسیاری با سیاست خارجی بوش دارد. این دقیقا همان چیزی است که رهبران ایران رئیس جمهور را به آن متهم می کنند. از سویی مردم نیز انتقاد می کنند که در روزهای اعتراضات خیابانی دولت احمدی نژاد را زیر فشار نگذاشت. آیا واشنگتن به سیاست خارجی دوران بوش در برابر ایران بازمی گردد؟
استیون هدلی:
«فکر می کنم کمی تفاوت می کند. این مساله مربوط به پرزیدنت بوش و پرزیدنت اوباما نیست. توقف غنی سازی اورانیوم در نطنز که وسیله ی دستیابی به تولید جنگ افزار هسته ای است خواست جامعه ی جهانی و چین و روسیه است. البته بنظرم دولت اوباما در راستای حمایت از خواست مردم ایران کمی کند عمل کرد. انتخابات سراسر ساختگی بود و این چیزی نیست که مردم پر غرور ایران سزاوار آن باشند.»ُ
سیامک دهقانپور:
«صحبت های بسیاری هست که جمهوریخواهان در کنگره ممکن است برنامه هایی چون ترویج دموکراسی در ایران را که در زمان دولت شما اجرا می شد و با انتقاد فعالان سیاسی روبرو شد از سر بگیرند.»
استیون هدلی:
«مساله ی بسیار ظریفی است که ما حمایت خود را از عناصری در جامعه ی ایران که خواهان آزادی بیشتری برای مردم هستند نشان دهیم. اما طوری که اعتبار آن ها خدشه دار نشود و رژیم نتواند به ناروا آنها را به عنوان مامور آمریکا معرفی کند. دست آخر این مردم هستند که باید برای آزادی شان مبارزه کنند کس دیگری نمی تواند به جای آن ها عمل کند. آنچه که ما می توانیم انجام دهیم این است که از طریق برنامه هایی مانند برنامه ی شما اطلاعات را در اختیار آنها قرار دهیم و انتخاب را بر عهده ی مردم ایران بگذاریم... مردمی که در ایران اعتراض می کنند برای آمریکا دست به این کار نمی زنند. برای خودشان، امیدهایشان برای فرزندانشان، و تقویت کشورشان چنین می کنند. آنها برای دلیل درستی به این امر دست می زنند و ما باید از آن حمایت کنیم.»ُ
سیامک دهقانپور:
«آیا با توفیقی که از عملکرد استاکس نت بر برنامه ی هسته ای ایران شنیده می شود باید تصور کرد جنگ با ایران پیشاپیش آغاز شده است؟»
استیون هدلی:
«وقتی به چارچوبی که پرزیدنت بوش تنظیم کرد و به باور من کماکان راهگشای دولت اوباما است نگاه کنیم این نکته در کانون توجه است که به هر کار ممکن برای به تعویق انداختن زمان امکان دستیابی ایران به جنگ افزار هسته ای و سرعت دادن به فرا رسیدن روزی که یک دولت دموکراتیک و متمایل به همکاری با جامعه ی جهانی در ایران بر سر کار باشد باید دست زد. کاملا قطعی است بر مبنای گزارش های آژانس که ایران در مرکز غنی سازی نطنز با مشکلاتی روبرو شده است و این امری دلخواه است اما، درباره ی منبع استاکس نت و قابلیت هایش هنوز چیز زیادی نمی دانیم.»ُ
سیامک دهقانپور:
«آیا متاسف هستید که کاخ سفید را پس از هشت سال فعالیت بدون حل مساله ایران ترک کردید؟»
استیون هدلی:
«در عراق ما به نقطه ای رسیدیم که با گزینه ی جنگ رو در رو قرار گرفتیم و پرزیدنت بوش به عنوان آخرین گزینه دست به آن زد. در مورد ایران ما در چنین شرایطی قرار نداریم. در سال دو هزار و هشت در آن شرایط قرار نداشتیم و الان هم هنوز به آن نقطه نرسیده ایم. هنوز زمان برای دیپلماسی و فرصت برای تحریم و اعمال فشار هماهنگ بین المللی وجود دارد اما، در حدود یک تا دو سال دیگر اگر روشن شود که جامعه ی جهانی نمی تواند ایران را از مسیر تولید جنگ افزار هسته ای با توسل به غنی سازی بازگرداند آنموقع جامعه ی جهانی باید به تصمیم گیری های دشواری دست بزند... ما در موقعیت بدتری نسبت به سه سال پیش قرار داریم زیرا ایران به غنی سازی و تکمیل آن و تولید اورانیوم غنی شده ادامه داده است آنچه که خبر تاسف آور است این که ایران به مسیر روشنی برای دستیابی به جنگ افزار هسته ای نزدیکتر شده است.»

۱۳۸۹ دی ۱۲, یکشنبه

چشم به راه افق

افق را در هفته اول چه کسانی رصد می کنند؟

کارشناسان هفته اول افق و موضوع ها:


دوشنبه، بیستم دی، دهم ژانویه ۲۰۱۱، هشت و پانزده دقیقه شب به وقت تهران:

تاثیر سیاست خارجی جمهوریخواهان بر رویکرد اوباما در برابر ایران

عباس میلانی، رئیس مرکز مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد، از مدیران پروژه دموکراسی ایران در موسسه هوور، نویسنده آثار متعددی از جمله تازه ترین آن کتاب شاه (توزیع در بازار آمریکا هفته اول ژانویه)؛ رسول نفیسی، استاد جامعه شناسی دانشگاه استریر، از نویسندگان کتاب ظهور پاسداران منتشر شده توسط موسسه رند، از اعضای کار گروه گزارش مشترک موسسه صلح آمریکا و مرکز استیمسن در باره ایران.


سه شنبه، بیست و یکم دی، یازدهم ژانویه ۲۰۱۱، هشت و پانزده دقیقه شب به وقت تهران:

ریشه های شکاف میان اصولگرایان

ابوالحسن بنی صدر، نخستین رئیس جمهور ایران پس از انقلاب ۵۷، اقتصاددان و نویسنده آثار متعددی از جمله خیانت به امید و اقتصاد توحیدی؛ حسین علیزاده، کاردار موقت و معاون مستعفی سفارت ایران در هلسینکی، دیپلمات در بلغارستان و مصر، نویسنده کتاب تاریخ روابط ایران و مصر، لیسانس فلسفه از دانشگاه تهران و فوق لیسانس روابط بین الملل از دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه ایران.


چهارشنبه، بیست و دوم دی، دوازدهم ژانویه ۲۰۱۱، هشت و پانزده دقیقه شب به وقت تهران:

سیاست و خشونت در ایران

رامین جهانبگلو، استاد علوم سیاسی و فلسفه دانشگاه تورنتو، برنده ی جایزه صلح سال ۲۰۰۹ سازمان ملل، نویسنده ی آثار متعددی چون اندیشه عدم خشونت، و گاندی و ریشه های فلسفی عدم خشونت، امین بزرگیان، سردبیر نشریه توقیف شده گلستان ایران، روزنامه نگار و تحلیلگر مسائل اجتماعی ایران، تحصیلکرده دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، ساکن فرانسه.


پنج شنبه، بیست و سوم دی، سیزدهم ژانویه ۲۰۱۱، هشت و پانزده دقیقه شب به وقت تهران:

موضوع: حقوق بشر محور ائتلاف های اجتماعی و سیاسی

پرسش برنامه: آیا وضعیت نگران کننده ی حقوق بشر در ایران ناشی از ضعف جامعه ی مدنی است؟

سهراب رزاقی، پژوهشگر مهمان دانشگاه آمستردام، رئیس هیات مدیره موسسه عرصه سوم، استاد پیشین دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی و مدیر موسسه توقیف شده کنشگران داوطلب، نویسنده گزارش جامع وضعیت جامعه مدنی در ایران در سال ۲۰۱۰، معاون امور سازمان های غیرانتفاعی وزارت کشور در دولت خاتمی؛ مهرانگیز کار، پژوهشگر دانشگاه هاروارد، حقوقدان و وکیل حقوق بشر، برنده جایزه ی فعال مدنی سال ۲۰۱۰ از سوی کنگره اسلامی آمریکا در روز جهانی حقوق بشر، نویسنده کتاب های متعددی از جمله عبور از خط قرمز.


مهمان ویژه هفته: استیون هدلی، مشاور امنیت ملی کاخ سفید طی سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹، مشاور ارشد امور بین الملل موسسه صلح آمریکا. هدلی نماینده ی وزارت دفاع آمریکا در مذاکرات استارت یک و دو با مسکو بود و طی سال های ۱۹۸۶ تا ۱۹۸۷ سمت مشاور هیات ویژه بازبینی فروش تسلیحات آمریکا به ایران را برعهده داشت.