۱۳۸۸ خرداد ۲۹, جمعه

مقاله ای از دکتر آرام حسامی درباره ی انتخابات ایران

انتخابات ایران و چالش جدید آمریکا

با توجه به وقایع چند روز اخیر در ایران، و در حالی که جهان در حیرت به سر می برد، موقعیت بی نظیری برای تغییر رژیم در ایران بوجود آمده است.  به نظر میرسد که یک محاسبۀ اشتباه از جانب رهبر انقلاب، فضای مورد نیاز برای زیر سوال بردن حقانیت رژیم را مناسب تر از هر زمان دیگری کرده است.

در حالی که با وقاحت تمام، سخنگوی وزارت کشور، محمود احمدی نژاد را برندۀ انتخابات نامید، حامیان کاندیدای اصلاحات، میر حسین موسوی، با حضور در خیابانهای تهران صدای اعتراض خود را به گوش دولتمردان و جهانیان رساندند، و موج این اعتراضات هر لحظه گسترده تر می شود.

پس از آنکه پرزیدنت اوباما پویش انتخاباتی در ایران را "مباحثه ای قدرتمند" خواند، توقعات بر آن بود که ایران در آستانۀ انتخاب رئیس جمهور جدیدی است.  شعارهای انتخاباتی "تغییر" و "ما میتوانیم" ارکان اصلی کمپین سبز آقای موسوی را شکل داده بود و همگی نشان از جنبشی خروشان و مردمی داشت.

از سوی دیگر، شکست انتخاباتی جنبش "حزب الله" در لبنان که در هفته گذشته اتفاق افتاد، نشانگر روزنه های امید و وزش نسیم تحول در خاورمیانه بود.  

با در نظر گرفتن آمار دولتی که حاکی از شرکت گستردۀ مردم در انتخابات بود، پیش بینی شکست عمده برای احمدی نژاد و پیروزی فردی اصلاح طلب که با گفتار سیاسی و دیپلماسی هماهنگی بیشتری داشت، خارج از واقعیت نبود. این پیش بینی با برداشت هیاتهای انتخاباتی اصلاح طلبان در یک سنخ قرار داشت، زیرا که حضور گسترده مردم، نشان شکست تندرویان بود، به خصوص که بعد از مناظرۀ بسیار قدرتمند میر حسین موسوی در مقابل احمدی نژاد، حمایت از موسوی وسیعتر، متشکل تر، و گسترده تر گردیده بود.

حضور بی سابقۀ ۸۵ درصد از افراد واجد شرایط در روز رای گیری امری بود استثنائی، و چون واقعیت این بوده که هرچه حضور مردم بیشتر باشد، شانس پیروزی گروه اصلاح طلب بالاتر خواهد رفت، همگان به پیروزی موسوی در دور اول باور داشتند و یا آنکه حداقل، جامعه برای مصافی رو در رو با حضور موسوی و احمدی نژاد خود را آماده می نمود.

اما آمار گزارش شده که فقط حدود ۳٤ درصد از آراء به موسوی تعلق یافته بود را به هیچ طریقی به جز آنچه کاندیداهای اصلاح طلب آنرا "مهندسی انتخاباتی" نامیدند، نمیتوان توجیه نمود.  دلشکستگی هواداران اصلاح طلبان از یک سو و نشانه های آشکار تقلب که دستور اعمال آن از جانب بالاترین مقامات رژیم صادر شده بود از سوی دیگر، فضایی انقلابی را در کشوری که حکومتی استبدادی زمام آنرا به دست دارد، به وجود آورد.  تا این لحظه، این جنبشی است واقعی که  با سرعتی غیر قابل تصور پیش میرود، که در میان تمامی اقشار جامعه حتی برخی از روحانیون پرقدرت از حمایت بی شائبه ای برخوردار است، و دولت حاکم را به خطر می اندازد.  در عین حال، دولت با اقدامات سرکوبگرانه، از جمله قطع وسائل ارتباطی اصلاح طلبان، دستگیری افراد با نفوذ، تعطیل کردن روزنامه ها و با اخراج خبرنگاران خارجی، قصد دارد که کنترل اوضاع را در دست بگیرد.

در این مقاله به بیان پنج راهکار موجود و پیامدهای هر یک از آنها خواهیم پرداخت.  در ضمن، واکنش ایالات متحدۀ آمریکا نسبت به چالش عظیمی که در پیش رو دارد وابسته به آن است که کدامیک از این احتمالات در ایران به وقوع بپیوندد.  

۱.  تعامل با شرایط کنونی:

رژیم با اعلام حکومت نظامی، میزان سرکوبگریها را شدیدتر خواهد نمود و مردم را وادار به پذیرش نتایج اعلام شده می نماید.  احمدی نژاد برای چهارسال دیگر در مقام خود باقی خواهد ماند و در حقیقت به آنجا میرسیم که پیش از انتخابات در آن بودیم.  باید به خاطر بسپاریم که این گزینه در گذشته هم وجود داشته است، چرا که ده سال پیش، رژیم چنین اقدامی را به عمل آورد و یک جنبش دیگر اصلاح طلب را خاموش نمود.  این سناریو شدیدا مورد علاقه آقایان خامنه ای و احمدی نژاد است زیرا به این ترتیب نه تنها اصلاح طلبان را ساکت نموده اند، بلکه قدرت خویش را نیز بیشتر به نمایش گذارده اند، و در مسند قدرت باقی مانده اند.  در این صورت بزرگترین بازندگان، اصلاح طلبان و جامعۀ بین المللی خواهند بود.

از سوی دیگر، و با توجه به میزان خشم مردم نسبت به تقلب مسلم در انتخابات و مقاوت و پایداری کاندیداهای اصلاحات (آقایان موسوی و کروبی)، این گزینه در شرایط کنونی برای مردم  صعب الهضم خواهد بود.

۲.  اصلاح یک اشتباه و تقلب زدائی:

 آیت الله خامنه ای با تکیه برحوزۀ اختیاراتی که قانون اساسی جمهوری اسلامی برای وی در نظر گرفته، و به جهت خاتمه بخشیدن به تشنج، به شورای نگهبان دستور دهد که موارد تخلفات احتمالی را مورد بررسی قرار دهد.  شورای نگهبان که متشکل از روحانیونی است که نیمی از آنها توسط رهبر انتخاب شده، و نیمی دیگر توسط قوه قضائیه معرفی میگردند، و دومین رکن قدرتمند نظام جمهوری اسلامی به حساب می آید، با توجه به میزان تخلفات، به وزارت کشور دستور ابطال نتایج این انتخابات و برگزاری انتخابات جدیدی را صادر می نماید.  در این صورت، تشنج آرامش خواهد یافت.

این گزینه به عنوان یک چارۀ موقت و یا وسیلۀ جلوگیری از دامنه دار شدن آتش میتواند استراتژی پویایی باشد. از طرفی، ممکن است که با در نظر داشتن عمق نارضایتی مردم، و عدم اعتماد آحاد به نظام، زمان یک چنین اقدام دلجویانه ای سپری گشته باشد.  

۳.  مقصریابی و گله گذاری (به عبارتی، جستن راه فرار):

رهبر انقلاب می تواند دولت و احمدی نژاد را مقصر دانسته، و با تعهد به رسیدگی کامل و توبیخ یکایک متقلبین، و معرفی میر حسین موسوی به عنوان رئیس جمهور ایران، سعی در برقراری آرامش از یکسو و احقاق قدرت لکه دار شدۀ خویش (به جهت حمایت اولیه از نتایج دروغین) از سوی دیگربنماید.  این گزینه میتواند تجلّی گر اعتبار در نظام و حافظ وجهۀ رهبر باشد و در عین حال نشانۀ پیروزی مردم بر سیستم استبدادگر باشد.  با کنار گذاشته شدن احمدی نژاد و بی آبروئی آیت الله خامنه ای، جناح اصولگرا به شدت تضعیف خواهد شد.  در این حالت، تغییر و تحول ممکن است به واقعیت نزدیک تر باشد.

٤.  کودتا بدون خونریزی:

در این سناریو، آیت الله رفسنجانی به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس خبرگان با ایجاد ائتلافی با شورای نگهبان رهبری، آیت الله خامنه ای را مخل نظام معرفی نموده و از مقام خود عزل می نمایند.  این نهادها ممکن است که تصمیم به انحلال مقام رهبر بگیرند.  این اقدام میتواند به عنوان یک پیروزی بسیار شگرف برای جناح اصلاح طلب، که همواره حقانیّت ولایت فقیه را مورد پرسش قرار میدهند به شمار آید.  

با این عمل، عالیترین مقام تصمیم گیری به شورای نگهبان تحویل داده میشود.  رفسنجانی شخصیتی است زیرک و موقعیت طلب، و بعید نیست که بخواهد در صدد یک چنین اقدامی برآید.  بدین ترتیب، وی خود را شخصیتی مردمی که طرفدار صیانت از نظام است معرفی نموده و کنکاش قدرت و اقتدار را نیز به پایان میرساند.  

باید خاطر نشان کرد که این گزینه تنها در صورتی اتفاق می افتد که برای شخص رفسنجانی و شورای نگهبان مبرهن شود که تداوم نظام  و حکومت را در خطر فروپاشی و انحلال ببینند.  این گزینه تغییرات عمده ای را در قانون اساسی جمهوری اسلامی طلب می کند تا آنکه بتواند از یک انقلاب دیگر جلوگیری به عمل آورد.  

۵.  عدم خیانت به آرمانهای انقلاب:

با توجه به شواهد امر و  آنچه در حال وقوع است، احتمال آن میرود که دامنۀ اعتراضات مردم فراتر از تقلب در انتخابات و یا ریاست جمهوری میر حسین موسوی برود.  زیرپا گزاردن گستاخانۀ آراء مردم ممکن است بذر بی اعتمادی به رژیم را نه تنها آبیاری، بلکه بارور نماید.  با گذشت سی سال از انقلاب، این امر بر همگان مشتبه است که رژیم نتوانسته به مهمترین عهد خود که همانا ارائۀ آزادی و عدالت باشد جامۀ عمل بپوشاند و همین امر احتمال انقراض رژیم را میتواند در بر داشته باشد.

اعتراضات آرام ولیکن پر ازدهام  مردم میتواند عامل انسجام عمومی در میان ایرانیان داخل و خارج از کشور باشد و لذا به تغییرات عمده ای در قانون اساسی ایران بیانجامد.  

این گزینه از این جهت حائز اهمیت است که در صورت وقوع میتواند بوجود آورندۀ رفراندمی جدید و تدوین قانون اساسی نوینی باشد.  از دیدگاه اصلاح طلبان این سناریو خوش بینانه ترین گزینه است.

چالش فوری برای دولت اوباما 

دولت اوباما در پیامد انتخابات سعی کرد که عمدتا از اظهار نظر خودداری نماید. ولیکن مسالۀ غامض آن است که حمایت بی شائبه از این جنبش دموکراتیک در ایران احتمال بروز نتیجه بر عکس دارد، زیرا هرگونه تشویق و یا ترغیب از جانب آمریکا به عنوان مداخلۀ خارجی قلمداد شده و به نفع جناح احمدی نژاد خواهد بود.  در عین حال، سکوت از جانب آمریکا ممکن است به عنوان بی تفاوتی و یا دو دوزه بازی شناخته شود.  

چنانچه آمریکا از موسوی حمایت نماید و احمدی نژاد در مسند قدرت بماند، آمریکا موضع خود را در مذاکرات احتمالی آینده به شدت تضعیف کرده است.  از سوی دیگر، اگر آمریکا از موسوی به طور علنی حمایت نکند، و او سرانجام به ریاست جمهوری برسد، ترمیم روابط خدشه دار شده بسیار دشوار خواهد بود.  از دیدگاه دیگر، چنانچه انتخابات مجددا برگزار شود، جناح اصولگرا و احمدی نژاد از این حمایت سوء استفاده نموده، و موسوی را عامل آمریکا معرفی خواهند نمود.

فقط زمان گویای آن خواهد بود که کدامیک از پنج گزینۀ معرفی شده آیندۀ ایران را رقم خواهد زد.  میزان بسیار زیادی به استواری، استقامت، رشادت، و پایداری مردمی که در موج اعتراضات قرار دارند و کاندیداهای اصلاح طلب یعنی موسوی و کروبی بستگی خواهد داشت.  در حال حاضر سیاست "مشاهده و پیگیری" دولت اوباما صحیح به نظر میرسد، اما جای آن دارد که کماکان از انتخابات آزاد و منصفانه با حضور ناظران سازمان ملل متحد برای بازشماری احتمالی و یا انتخابات مجدد حمایت کامل بنماید.

آرام حسامی

۱۳۸۸ خرداد ۲۸, پنجشنبه

چالش ها پس از انتخابات ایران و ادامه ی برنامه ی هسته ای

«آمریکا و ایران: میان انتخابات و غنی سازی اورانیوم» عنوان نشستی بود که چند روز پیش در کنگره ی آمریکا برگزار شد. این نشست به همت شورای ملی آمریکاییان ایرانی تبار برپا شد و در آن شماری از رهبران دموکرات کنگره و کارشناسان امور ایران سخنرانی کردند.
دو سخنران اصلی کنفرانس جان تیرنی، رئیس کمیته ی فرعی امور خارجی و امنیت ملی مجلس نمایندگان آمریکا، و گرگوری میکز، رئیس کمیته ی فرعی تجارت و سیاست بین المللی پولی در کنگره، بودند.
جان تیرنی صحبت های خود را با این جملات آغاز کرد که ما پیش از انتخابات می دانستیم سیستمی که مبتنی بر شورای نگهبان است در روند انتخابات مشکل ایجاد می کند. همچنین می دانستیم در ایران با ژورنالیست ها، بلاگرها و استفاده کنندگان از توویتر و دیگر وبسایت های ویژه ی تماس های اجتماعی چگونه برخورد می شود. تیرنی تاکید کرد شرایط بد و زشتی است که پرزیدنت اوباما را با وضعیتی غامض روبرو کرده است.
عضو ارشد کنگره ی آمریکا گفت باور بسیاری این است که رای میلیونی رای علیه دیکتاتوری و محمود احمدی نژاد بود و اعلام زود هنگام نتایج انتخابات و دلایل دیگر تردیدهای جدی را نسبت به نتیجه ی انتخابات ایجاد کرده است.
جان تیرنی تاکید کرد ادامه ی برنامه های هسته ای ایران در این میانه مشکل را پیچیده تر می کند. قانونگذار دموکرات کنگره افزود ایران نقش مهمی در منطقه ایفا می کند و نگرانی هایی را در پیگیری برنامه ی هسته ای و موشکی اش و حمایت از حزب الله و حماس ایجاد کرده که ضرورت تماس مستقیم با ایران را تقویت می کند.
جان تیرنی تاکید کرد اما، صرف اینکه ما تمایل بسیاری به حل مشکلات مهم ایران و آمریکا داریم نباید باعث شود مردم ایران از شنیدن نگرانی های مشروع ما نسبت به این انتخابات منع شوند.
گرگوری میکز دیگر قانونگذار آمریکایی که در جلسه سخنرانی کرد با اشاره به خشم مردم نسبت به نتیجه ی انتخابات گفت حدود نه سال پیش ما نه در خاورمیانه بلکه در همین آمریکا چنین مشکلی داشتیم و پرزیدنت بوش علیرغم اعتراض میلیون ها تن در انتخابات در برابر رقیب دموکراتش ال گور پیروز اعلام شد. قانونگذار دموکرات کنگره گفت من پرزیدنت بوش را به عنوان رئیس جمهور کشورم پذیرفتم ولی امیدم را به تغییر از دست ندادم و برای انتخابات بعدی تلاش کردم.
میکز گفت به آنهایی که می گویند پرزیدنت اوباما باید این انتخابات را مردود اعلام کند می گویم این واکنش ها صدمه می زند. او تاکید کرد ایران کشوری مقتدر است و این مساله ای داخلی است. میکز با اشاره به جنبش غیرخشونت آمیز حقوق مدنی سیاهان گفت مشابهت هایی میان رویدادها در ایران و آن مبارزات تاریخی در آمریکا می بیند و معتقد است این جنبش برخاسته از نیروی جوانان و اراده ی مردم ایران نهایتا غالب می شود.
میکز با تاکید بر پرهیز از مداخله ی خارجی در رویدادها در ایران گفت من عاشق کشورم آمریکا هستم و دوست ندارم کسی از آن بد بگوید اما، این به این معنی نیست که کشور من بی عیب و نقص است.
یکی از تلاش های این کنفرانس به همت شورای ملی آمریکاییان ایرانی تبار به مدیریت تریتا پارسی قرار دادن چالش پیش روی آمریکا در رابطه با دفاع از حقوق بشر در ایران و حل و فصل برنامه ی ظن برانگیز هسته ای ایران بود.
تعدادی کارشناس اروپایی در نشست سخنرانی کردند.
یکی از پنل ها شامل برونو پلاد، رئیس سوئیسی تبار و پیشین پادمان آژانس بین المللی انرژی اتمی، فرانسوا نیکلاد، سفیر پیشین فرانسه در ایران، و دیوید کی، بازرس تسلیحاتی پیشین سازمان ملل متحد، به چالش های هسته ای ایران پرداخت. هر سه دیپلمات و متخصص فیزیک در این باره اتفاق نظر داشتند که جامعه ی جهانی باید از مرحله ی اصرار بر اینکه ایران نمی تواند به هیچ وجه غنی سازی اورانیوم داشته باشد دست بردارد و بسوی راههایی برای نظارت دائم و قابل تائید بر مراکز غنی سازی و هسته ای ایران گام بردارد و اطمینان حاصل کند ایران بیش از پنج درصد اورانیوم را غنی نخواهد کرد. اعضای پنل اعتقاد دارند دستیابی به یک بمب هسته ای در منطقه هیچ مشکلی را از ایران حل نمی کند و ایران تا دستیابی به چندین بمب هسته ای دست کم چهار تا پنج سال فاصله دارد. دیوید کی تاکید داشت تنها کشوری که در سایه ی برخورداری از بمب اتم تحت خطر قرار می گیرد خود ایران است.
آخرین پنل کنفرانس به آخرین تحولات پس از انتخابات اختصاص داشت که سوزان ملونی، از انستیتو بروکینگز، هومن مجد، نویسنده، علی اکبر مهدی، استاد دانشگاه اوهایو، در آن نقطه نظرات خود را بیان کردند.

چرا آمریکا در تحولات ایران جهت گیری نمی کند؟

رئیس کمیته ی روابط خارجی سنای آمریکا در مقاله ای که به تازگی در نیویورک تایمز به چاپ رسید می گوید اگر تظاهرات خیابانی چند روز گذشته در ایران نکته ای را به ما آموخته باشد اینک است که این لحظه ای متعلق به ایرانیان است نه آمریکایی ها.
مقاله ی سناتور دموکرات جان کری در واقع پاسخی است به انتقادات فزاینده ی جمهوریخواهان به رویکرد پرزیدنت اوباما در برابر تحولات در ایران.
تصاویر برخورد خشونت آمیز ماموران لباس شخصی و بسیج با تظاهرکنندگان و گرایش فزاینده ایرانیان به ایجاد ارتباطی توام با احترام با آمریکا فضای سیاسی در واشنگتن را نسبت به نحوه ی واکنش آمریکا دو قطبی کرده است.
سناتور دموکرات جان کری، رئیس کمیته ی روابط خارجی سنا، در مقاله ای در نیویورک تایمز می گوید این فضا ما را هم به وسوسه ی واکنشی احساسی سوق می دهد اما، مشکل این است که اگر هدف ما قدرت بخشیدن به مردم ایران است باید دریابیم که چگونه کلمات ما می تواند علیه ما و در جهت تقویت روحانیت حاکم مورد سوء استفاده قرار گیرد و اذهان ایرانیان را از اقتصاد ورشکسته ی ایران منحرف کند.
به گفته ی جان کری جمهوری اسلامی پیشاپیش سخت می کوشد مشاجرات بر سر انتخابات و تظاهرات را نتیجه ی مداخلات آمریکا عنوان کند و شکایت های دولت نسبت به تحریف در پوشش رویدادها توسط رسانه های خارجی رو به فزونی است.
سناتور کری می گوید ما نمی توانیم از این واقعیت فرار کنیم که هر گونه امید اصلاح طلبان به موفقیت در گرو این است که این انتخابات مربوط به ایران باشد نه آمریکا.
به اعتقاد رئیس کمیته ی روابط خارجی سنا پوسترها، شعارها، و پیام های مردم در توویتر هیچ چیزی درباره ی نیاز مردم به کمک واشنگتن را منعکس نمی کند بلکه وقتی شعار الله اکبر از پشت بام ها سر داده می شود در واقع آنها زبان انقلاب خود را اقتباس دوباره می کنند.
کری می گوید درست است که میر حسین موسوی رویکرد آشتی جویانه تری نسبت به آمریکا اتخاذ کرده است اما، مشروعیت سیاسی او برآمده از اعتبار انقلابی اش در کمک به سرنگونی رژیم پهلوی مورد حمایت آمریکا است و آن گذشته است که تظاهرکنندگان حامی او را از زدن برچسب ستون پنجم دشمن مصون می دارد.
به تحلیل رئیس کمیته ی روابط خارجی سنا تغییرات در ایران در دو سطح رخ می دهد: در خیابان ها و در میان روحانیت حاکم؛ و سرانجام هر کس پیروز انتخابات باشد چالش بنیادی امنیتی آمریکا مبنی بر جلوگیری از دستیابی ایران به جنگ افزار هسته ای تغییری نخواهد کرد و مداخله ی نپخته در سیاست داخلی ایران می تواند مذاکرات را دشوارتر کند.
سناتور کری در پاسخ به جمهوریخواهانی که دولت اوباما را به دلیل نشان ندادن شدت عمل بیشتر مورد انتقاد قرار می دهند می نویسد مواضع تهدید آمیز ما طی هشت سال گذشته تنها به قدرت گرفتن تندروها و تضعیف اصلاح طلبان انجامیده است و رئیس جمهوری که از گفتگوی تمدن ها صحبت می کرد با رئیس جمهوری جایگزین شد که هولوکاست را نفی کرده و به کرات از نابودی اسرائیل سخن می گوید.
جان کری در پایان مقاله اش هشدار می دهد که نباید به محمود احمدی نژاد مستمسکی برای زنده کردن خاطره ی کودتای بیست و هشت مرداد سی و دو داد. چرا که چنین امری به او اجازه می دهد خود را مصدقی جدید جا بزند که در برابر آلت دست آمریکا ایستاده است.
سناتور کری تاکید می کند کلمات مهم اند و می گوید بنظر می رسد رویکرد پرزیدنت اوباما در انتخابات لبنان موثر بود و نشانه های آن را در ایران هم می بینیم. جان کری معتقد است انتقادات تند این پیشرفت ها را محو می کند و به تندروهایی که خواهان مشاهده ی شکست مذاکرات اند قدرت بیشتری می بخشد و آنهایی را که برای حمایت از روابط بهتر برخاسته اند تضعیف می کند.
جمهوریخواهان در انتقاداتشان علیه رویکرد پرزیدنت در برابر تحولات اخیر در ایران یکصدا نیستند. دیدگاههای متضادی در میان جمهوریخواهان دیده می شود. سناتور جمهوریخواه مل مارتینز از رویکرد رئیس جمهور حمایت کرده و می گوید نباید کاری کرد احمدی نژاد خود را مظلوم و قربانی این جریان جا بزند. از سویی سناتور جمهوریخواه لیندزی گراهم می گوید وقتی شاهد بستن اینترنت و بیرون کردن خبرنگاران از ایران هستیم پرزیدنت اوباما باید رساتر در انتقاد از سرکوب سخن بگوید. سناتور جمهوریخواه جان کرنن هم می گوید این دموکراسی ای نیست که بتوان با آن سر میز مذاکره نشست.